!L@
عاشقان کشتگان معشوقند ، بر نیاید ز کشتگان آواز .
!L@
عشقت را بر پرتگاه منشان ، چرا که بلند است آن
!L@
دلم امواجش را به ساحل جهان می کوبد و گریان بر آن می نویسد دوستت دارم .
!L@
آبشار می خواند : چون رها شوم ، ترانه ام را خواهم یافت . (رابیندرانات تاگور)
!L@
دوستی من و تو دوستی شاخه و برگ است ، و جدایی برگ از شاخه مرگ است .
!L@
من پرستوی خزان دیده و خاموش تو ام ، حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست .
!L@
از مضارع ها و ماضی ها خسته شده ام ، دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است .
!L@
با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم ، با اینکه می دانم پرستیدن غیر خدا کار کافر است می پرستمت ، با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم ، پس گناه کارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم .
!L@
دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم ، وقتی فالنامه را باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دلم نداشت ، تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست .
!L@
از انسانها غمی به دل نگیر ، زیرا خود نیز غمگین اند با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند ، زیرا به خود و عشق خود و حقیقت خود شک دارند ، پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند .
!L@
آسمونتم ، می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی ، زمین مال زمین خوارها ، فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من .
!L@
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری ، پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری ، گفتی نمی خواهی ببارم عشق ، اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری .
!L@
مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه ، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه ، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه .
!L@
ای بهانه ی زندگی ام ، تو را دوست دارم به اندازه ای که نه می توانم بنویسم و نه ابرازش کنم ، پس تو با قلبت که دریایی بی کران است احساسش کن ، دوستت دارم تا زمانی که دوست داشتن معنا دارد .
!L@
دوستانم همه از دستم رفت ، دل به هر پاکدلی بستم رفت ، حال تنها و غریبم چه کنم ، نفس من داده فریبم چه کنم .