!L@
گر زندگی مرگ است و مرگ هم زندگی ، پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی .
!L@
توی پارکینگ خاطراتم دل تو را پارک کردم یگ گوشه ، بعدش هم چرخهای دلت را پنچر کردم تا هیچ وقت از دلم بیرون نری .
!L@
عاشقی بودم به درگاهت عزیز ، کفتری بودم به بامت ای عزیز ، تو پر و بالم شکستی ای عزیز ، بنده ی خود ساختیم آری عزیز ، حال می خوانی به ساز قمریان ، بی وفایی را چرا ؟ گوییم خواهی کنی من را جدا ! این چه رسم آشنایی است ، دست دادی و سلامی ، چرا خوانی جدایی ، چرا خوانی جدایی !
!L@
میدونی کوچکترین ذره ی هر ماده چیه ؟ دل منه که برات یه زره شده .
!L@
ای که از تازگی زخم دلم تازه تری ، یعنی از قصه دلتنگی من با خبری ، مثل مهتاب که از خاطر شب می گذرد ، هر شب آهسته از آفاق دلم می گذری .
!L@
انسان هم میتونه دایره باشه هم خط راست ، انتخاب با خودته ، تا ابد دور خودت بچرخی و تا بی نهایت ادامه بدی .
!L@
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم ، بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم ، گر مستی چشمان تو گناه است ، من طالب آن مستی و خواهان گناهم .
!L@
چشمای عاشقم ستاره پوشه ، دلم برای دیدنت می جوشه .
!L@
در آبی ترین نقطه چشمانت عشقیست که صداقت از آن جاریست ، آن جا خدا را عاشقانه می توان دید
!L@
اگر بوی گلی را دوست نداری ، شاخه هایش را نشکن .
!L@
شکست در عشق فاجعه نیست ، فاجعه آن است که بدانی چرا در عشق شکست خوردی .
!L@
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را ، چندان امان نداد که شب را سحر کند ؟
!L@
می خواهم مشق عشق را با مداد احساس تو بر روی گلبرگهای ترک خورده دقایقم ، آرام و آهسته حک کنم .
!L@
آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود ، سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود .
!L@
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم ، فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم ، کسی سوال می کند : به خاطر چه زنده ام ؟ و من برای زندگی ، تو را بهانه می کنم .