!L@
چرا مثل ابر منقلب نباشم ، مثل این ابر گریه نکنم ؟ چرا مثل این ابر متلاشی نشوم ، نه نه ، اگر زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است ، من مدت ها باور کرده بوده ام و دوست داشته ام ، مدت ها راست گفته ام و دروغ شنیده ام ، حال بس است ، آنچه می نویسم جز پریشانی ، چیزی از جبهه ی آن احساس نخواهی کرد ، پس خاموش می شوم
!L@
من سکه ای هستم که به وجود تو اعتبار می یابم ، شکل تو ، اسم تو و آثار تو همیشه با من است ، اگر گرد و غبار ایام روی یک سکه نشست به طوری که آن سکه را نتوانی بخوانی و بشناسی ، آن را بردار و روی آن دست بکش و آن را صیقلی کن ، به تو معلوم خواهد شد یادگار وجود چه کسی است . (نیما یوشیج)
!L@
می خواهم قلبم را فاش کنم تا بلندترین صدای انفجار در تاریخ ثبت شود .
!L@
تو چون پرتوهای نور گلشید ، بر امواج دریای خروشان زندگیم بی وقفه و ملایم موج می زنی و با چشم انداز زیبایت ، آرامش غم را در گرداب غرق می کنی .
!L@
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم ، چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
!L@
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گامها تقسیم کرد .
!L@
تو دریا بودی و من قایقی خرد ، که هرجا خواست امواجت مرا برد ، دلم پاروزن بیچاره ای بود ، که در امواج عشقت یک شبی مرد .
!L@
مثل ساحل آرام باش تا مثل دریا بی قرارت باشم .
!L@
نیلوفر تنها گلیه که برای زنده موندن باید دور گلی دیگه بپیچه ، پس اجازه بده نیلوفرت باشم .
!L@
کاش کوچک بودیم ، وقتی کوچک بودیم دلامون بزرگ بود ، ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم ، کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن ، نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم باز کسی حرفامونو نمی فهمه .
!L@
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد ، نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد ، پس چرا عاشق نباشم .
!L@
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد ، دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم .
!L@
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است غمی نیست ، همین انتظار شب برایم کا[!]ت .
!L@
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست ، حوای من بر من مگیر این خودستایی را که بی شک تنها تر از من بر زمین و آسمان نیست
!L@
وقتی خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ، وقتی خواستم ستایش کنم ، گفتند خرافات است ، وقتی خواستم عاشق شوم ، گفتند دروغ است ، وقتی خواستم گریستن ، گفتند دروغ است ، وقتی خواستم خندیدن ، گفتند دیوانه است ، دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم . (دکتر علی شریعتی)