!L@
کسانی که همیشه در سایه زندگی می کنند ، برای دیگران سایه ای ندارند .
!L@
من روزگار را با غم یار طی کنم ، تا در دل این غم است ، غم روزگار چیست ؟
!L@
عشق زیباترین آهنگ هستی است که بی آن زندگی معنایی ندارد .
!L@
خوش تر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام / من همان قالی پا خورده ی خاک آلودم / که رخم زیر قدمهای تو انداخته ام .
!L@
تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو / این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو .
!L@
دلم می سوزد از باغی که می خشکد ز بی آبی ، نه دیداری ، نه دلداری ، نه دستی بر سر یاری ، مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری .
!L@
ز مهر دوستان در سینه ام داغیست / اگرچه فاصله بسیار ، محبت همچنان باقیست .
!L@
تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی .
!L@
در سایه ی مهربانی تو برپا شده این جوانی من / باشد به فدای یک نگاهت عمر من و زندگانی من .
!L@
بهر قتل من مسکین ، ز چه تیغ آخته ای ؟ / که به یک چشم زدن ، کار مرا ساخته ای .
!L@
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد / تو سر تا پا وفا بودی ، تو را من بی وفا کردم .
!L@
تا تو نگاه می کنی ، کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو ، این چه نگاه کردن است ؟
!L@
گویند که مردمان غم دیوانه می خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد .
!L@
کیست کز گردش چشم تو به جایی نرسید ؟ / ای شوخ ، مرا هم به نگاهی دریاب .
!L@
زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربانی را به فردا انداخت .