!L@
تنها صدای قلب تو حرمت خون منه / کاشکی بدونی خواستنت به قیمت جون منه .
!L@
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است / دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است / گاهی تو را کنار خود احساس می کنم / اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است .
!L@
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد / خواهان کسی باش که خواهان تو باشد .
!L@
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی / کو مهربان راز داری کو دل پر طاقتی / شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت / شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی .
!L@
توان گفتن آن راز جاودانی نیست / تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست / پر از هراس و امیدم که هیچ حادثه ای / شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست .
!L@
زندگی چون خورشید می کند از پس نیزار طلوع ، گل سرخی رویید ، در من اینک خندید غنچه ای از امید ، ای خوشا ابر شدن باریدن ، ای خوشا رود شدن جوشیدن ، کلبه ای باید ساخت در میان دل دوست ، زندگی شیرین است ، زندگی شیرین است .
!L@
لحظه های خسته ام را بی نگاهت رنگ نیست / در فضای سینه ام جز یاد تو آهنگ نیست .
!L@
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی / تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من / سر راحت ننهادی به سر بالینی .
!L@
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی / چراغ خلوت این عاشق کهن باشی
!L@
گفتی مرا از خویش می ترسانی ای یار / وقتی به دریا ها مرا می خوانی ای یار / ترسان من ! گفتم که بگذار این چه و چون / چندم از این تردید می ترسانی ای یار .
!L@
عشق رازی ست که خورشید به بارانش گفت / نیز رمزی ست که شقایق به گلستانش گفت / ای که ایمان به کسی داری و چیزی بی شک / عشق بود آنچه دلت با همه ایمانش گفت .
!L@
ما چون دو دریچه روبروی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم / هر روز سلام و پرسش و خنده / هر روز قراره روز آینده / اکنون دل من شکسته و خسته ست / زیرا یکی از دریچه ها بسته ست .
!L@
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست / ز پا این بند خونین برکنم نیست / امید آن که جان خسته ام را / به آن نادیده ساحل افکنم نیست .
!L@
دیدن تو عشق منه / نگاه تو عمر منه / لبخند تو گنج منه / ندیدنت رنج منه .