دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

N@SIM

من نسیم هستم پراز راز واسه همین همه چیزم سکرته درباره »
N@SIM
زن
امتیاز: 158.4

دنبال‌شدگان

(59 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(65 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

N@SIM
N@SIM

و اومدم شما رو ببینم وووووووووووووووووووووووبرم پس کجایید؟؟؟؟

ســجـی
ســجـی

خدا کیفیت رو فدای کمیت نکن. کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
N@SIM
N@SIM

در ماه رمضان هیچ فضیلتی بالاتر از دادن افطاری نیست.منتظر تماستان هستیم

N@SIM
N@SIM

@شَـہ ـرامـ ـ این کیه؟ چه خشنگهههههههههههههههههههههههههههههه و مشنگهههههههههههههههههههههه

N@SIM
N@SIM

@مهدی اقیانوس بی کران چشمانت آرزوست …

N@SIM
N@SIM

شورای امنیت سازمان ملل “جوراب غضنفر” را در لیست سلاحهای کشتار جمعی قرار داد !

مهدی
مهدی
در Im in love

آموخته ام این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان.

این ارسال را بازنشر کرده است.
N@SIM
N@SIM

اصلا حوصله خماری رو ندارم روز خوش

N@SIM
N@SIM

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره

N@SIM
N@SIM

@احمد رضا زندگی مانند رانندگی در یک دشت زیباست. سعی کن از لحظاتش بهترین استفاده رو ببری. چون در انتهای جاده تابلویی با این عبارت نصب شده: دور زدن ممنوع

این ارسال را بازنشر کرده است.
N@SIM
N@SIM

@ســجـی شلوارشو بر عکس مي پوشه (زيپش پشتش بوده ) موقعي که مي ره بيرون مادرش مي بينش ميگه قربونت برم که وقتي مي ري بيرون انگار داري مياي

این ارسال را بازنشر کرده است.
N@SIM
N@SIM

@ســجـی روزه مي گيره 5 دقيقه مونده به اذان روزشو ميخوره مي گن چرا اينکارو کردي ؟ مي گه خواستم به خدا ثابت کنم که مي تونم اما نمي گيرم

N@SIM
N@SIM

می دانم که در دل کوچکت غمی است به پهنای کوه انباشته! ــ سکوتت حرفهایی داردو نگاهت دردها

این ارسال را بازنشر کرده است.
N@SIM
N@SIM

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستادو به کفش های فرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد " اگر تا پایان ماه هر روز بتونی چسب زحم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات میخرم " دخترک به کفش ها نگاه کردو با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت صد نفر زخم بشه تا... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه.... خدا نکنه..... اصلا کفش نمیخوام