!L@
این پیام فقط جهت زدن حاضری در دفتر رفاقت بود تا بدونی بیادتم .
!L@
ناز آن چشمی که سویش مال ماست / ناز آن زلفی که تارش مال ماست / ناز آن چوپان که سازش مال ماست / ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست .
!L@
از سکوت پرسیدم برای دوستم چه بنویسم ، گفت بنویس ما را چون روزگار فراموش مکن .
!L@
دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد ، نه میل زیستن دارد نه می میرد .
!L@
سپیده سر زد و مرغ سحر خواند / سپهر تیره ، دامان زر افشاند / شبی گفتی به آغوش تو آیم / چه شبها رفت و آغوشم تهی ماند .
!L@
فرهادم و سوز عشق شیرین دارم / امید لقاء یار دیرین دارم / طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم / یادش همه شب در دل غمگین دارم .
!L@
آنقدر آرزوهایم را به قبر بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست !