!L@
تو آن سوی زمینی در قفس سوزانت ، من این سوی و خط رابط ما فارغ از شایبه ی زمان است ، کوتاه ترین فاصله ی جهان است
!L@
ای کاش کودک بودم تا احساست کنم ، ای کاش باران بودم تا غبار را از دلت دور کنم ، ای کاش تار بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم ، اما افسوس که نه کودکم نه بارانم نه تارم ، اما عاشقانه و صادقانه هستم و دوستت دارم .
!L@
قلبت را خالی نگه دار ، اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد ، به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ، چرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز .
!L@
اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا ، قبول کن که بریزم به پای چشمانت ، بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد ؟ ، اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت ، خدا کند که بدانی چقدر محتاج است ، نگاه خسته ی من به دعای چشمانت .
!L@
گر با غم عشق سازگار آید دل ، با مرکب آرزو سوار آید دل ، گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ، گر عشق نباشد به چه کار آید دل .
!L@
گر سربلندی خواهی با همه یک رنگ باش ، قالی از صد رنگ بودنش به زیر پا افتاده است .
!L@
تو نمی دانی و ای کاش ندانی هرگز که چه سخت است نشستن به تماشای چنین تصویری که تویی که گل من بودی و من کاشتمت ، در دل باغ دگر می رویی و می گویی که ز من یاد مکن ، یا دمی هم حتی دل غمگینت را به گلت شاد مکن ، چون تو گفتی بر چشم به سراغ تو نمی آیم و در سینه تو را می بویم که تو در باغ جدیدی که در آن جای خواهی شد شاد و خرم باشی .
!L@
دل را چو به درد عشق افسون کردم ، از شهر نهاد خویش بیرون کردم ، چون راز و نیاز هر دو معجون کردم ، آنگاه دوای دل پر خون کردم .
!L@
زنده بودنم با تو بودن است و نفس کشیدنم به هوای توست ، دوستت دارم .
!L@
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد / بی تو حتی مهربانی ، حالتی از کینه دارد .
!L@
نگاهت کا[!]ت تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !
!L@
آتش زدن دل اگر عشق هست ، خاکسترای دلم رو به باد نفست بسپار .
!L@
دوست آن نیست که از دوست سیر شوید / دوست آن است که با آن پیر شوید .