!L@
من و تو ایم دو پژمرده گل میان کتاب ، من و تو ایم دو دلبسته از قدیم به هم ، شبیه یکدیگریم و چقدر دلگیر است ، شبیه بودن گلهای بی شمیم به هم ، من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم ، من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم ، بیا شویم چو خاکستری رها در باد ، من و تو را برساند مگر نسیم به هم !
!L@
بینند همه هلال و من ابرویت ، گیرند همه روزه و من گیسویت ، در دایره ی دوازده ماه تمام ، یک ماه مبارک است آن هم رویت .
!L@
حلالم کن اگر دوری اگر دورم ، اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم ، نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم ، که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم .
!L@
عشق گناه نیست اما من در میان مردمانی زندگی می کنم که عشق را گناه و عاشق را گناهکار می دانند ، عشق را جرم و عاشق را مجرم می دانند ، عزیزم عاشق نشو چون مجازات تو اعدام است .
!L@
من در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند .
!L@
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن .
!L@
بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهاییست .
!L@
سکوت عاشق در برابر جفای معشوق ، فقط به خاطر حرمت عشق است .
!L@
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند ، مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند .
!L@
بمون بگو چکار کنم ، دنیا پر از درد و غمه ، تموم زندگیم تویی ، تو هم که اخمات تو همه !
!L@
ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه ی بیمار من ، ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من .
!L@
عشق زیباست ، اما وقتی بی وفایی را دیدی ، عشق را مجازات نکن .
!L@
وقتی کسی نیست که با دادت برسه ، داد نزن ، شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته
!L@
روی یک طاقچه ی سنگی میون دو قاب رنگی ، بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی ، عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم ، حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم .