دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
توسط پیامک در Coma

سایه ام امشب زتنهایی مراهمراه نیست/گردراین خلوت بمیرم هیچکس آگاه نیست/ من دراین دنیابه جز سایه ندارم همدمی/ این رفیق نیمه راهم گاه هست وگاه نیست.

!L@
!L@
در Coma

آنکه خود مرحم قلب خرامان تو بود ، بین که اینک خود نیاز مرحم است .

!L@
!L@
در Coma

در جایی زندگی میکنم که مرا لعنت میدهند ، آری لعنت میدهند چون عاشقم !

!L@
!L@
در Coma

تو را دوست داشتم ولی افسوس که در دادگاه زمانه مرا محکوم به جدایی کردی ، گفتم دوست دارم اما روتو برگردوندی ، گفتم عاشقتم ، سرتو انداختی پایین ، گفتم بدون تو میمیرم ، بهم خندیدی ، حالا که زیر آواره خاکم ، داری گریه میکنی اما سودی نداره .

!L@
!L@
در Coma

میدونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا رو گشتی ، من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی

!L@
!L@
در Coma

خنجرت را به همه بده اما خنده ات را به یک نفر ، عشقت را به همه بده اما دلت را به یک نفر .

!L@
!L@
در Coma

به کعبه گفتم چرا باید من دور تو بگردم ، من از خاکم و تو نیز از خاکی ، ندا آمد تو با پا آمده ای پس باید تو دور من بگردی ، برو با دل بیا من دورت می گردم .

!L@
!L@
در Coma

هر کسی یک روز می آید و یک روز می رود ، یکی با دلش می آید و یکی با پاش ، مواظب باش کسی با پاش از دلت نرود .

!L@
!L@
در Coma

هستی را بهانه کردم و گریستم تا کسی نداند گرفتار کیستم .

!L@
!L@
در Coma

پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم ، بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم ، بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم ، بیا بر خنده ی این صبح بهار خنده کنیم .

!L@
!L@
در Coma

در آرامگاه عشق هر کس برای چیزی سخن می گوید ، دریا برای صدفهایش ، آسمان برای ستارگانش و من نیز از غم هجران تو گویم .

!L@
!L@
در Coma

باز یکی بود یکی نبود ، یه عاشقی بود که یه روز بهت می گفت دوست داره ، آخ که دوست داره هنوز .

!L@
!L@
در Coma

شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند ، آنقدر شوق به دیدار تو دارم که خدا می داند !

!L@
!L@
در Coma

از هیچ شروع کردم و به هیچ رسیدم ، آری این قانون دنیای ماست ، بی وفایی ، ستم ، مجازات ، درد ، رنج ، چه کسی می آید تا این قانون را عوض کند ، آری آن کس مرگ است .

!L@
!L@
در Coma

او را گرفتند به جرم چیدن یک شاخه گل ، زیرا که دستانش بوی گل می داد و هیچ وقت فکر نکردند که شاید گلی کاشته باشد .