همه چیز از یک #وبلاگ نویسی #ساده شروع شد. #دوستی شون از آنجا پا گرفت. ارتباط شون اول به صورت #وبلاگی بود. بعد شد وبلاگ #مشترک. بعد ارتباط #تلفنی و حالا این دوست #بیچاره منه که #زندگی اش از هم پاشیده. نمی دانم ما کی می خواهیم #یاد بگیریم حضور یک #نامحرم توی #زندگی مان معنا و مفهومی ندارد. یک ارتباط تلفنی #ساده که به نظر بی اهمیت می آمد، کانون یک #زندگی را به هم ریخته است .
{ نه می خواهم به #تور ایتالیا و اسپانیا بیفتم }{نه بادام #چشم های چینی ها و ژاپنی ها را ویار کرده ام }{ نه #نسیم دبی و استانبول به کله ام زده }{ نه #هوس دوبیتی های بابا طاهر را دارم }{ نه منارجنبان #دلم را می لرزاند }{ نه مات کیشم . نه موجی خزر }{ فاتحه سعدی و حافظ را هم از #همین جا می خوانم }{ من فقط یک بلیط رفت « #مشـــــهد » می خواهم . حتــــــی الامکان بی #برگـــــشت }