!L@
یکی می پرسد اندوه تو از چیست ؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟ می نویستم برای آنکه باید باشد و نیست .
!L@
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ، ولی حیف که من زاده ی امروزم ، خدایا جهنمت فرداست ، پس چرا امروز می سوزم ؟
!L@
همیشه برای گلی گلدون باش که اگه به آسمونم رسید یادش نره ریشه اش کجاست .
!L@
من اینجا بس دلم تنگ است ، و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ، بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ، ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است .
!L@
نجوایی از سوی تو ، نگاهی کوتاه از تو ، لبخندی بر لبان زیبایت ، و من خود را غرق در عشق دیدم
!L@
من بهار را بی تو دوست ندارم ، من عشق را بی تو دوست ندارم ، من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم ، من زندگی را بی تو دوست ندارم .
!L@
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی ، روزها به فکر دیدنم شبها پر از خواب منی .
!L@
ز چشمانم هرچه دور افتی به دل نزدیکتر باشی ، تو را کی می تواند روزگار از یاد من گیرد .
!L@
آهسته گام بر می دارم و می روم از این شهر خیالی و تو در سطر سطر این کاغذها تا همیشه می مانی .
!L@
عاشق که شد به حالش نظر نکرد ، ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست . (حافظ)
!L@
محبت تنها جوشکاری است که دلهای شکسته را رایگان جوش می دهد .
!L@
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ، وای از روزی که همون یکی درد دلت باشه .
!L@
همیشه یادمان باشد که کاشته ی صداقت دلها را به ساحل میرساند نه امواج رفاقت .
!L@
تموم شد ، رفتم نخواست که بمونم ، صدایم نکرد نگفت نرو برگرد و من رفتم ، رفتم به سوی تنهایی انتظار ، انتظار شنیدن صدای او که بگوید دوستت دارم برگرد .
!L@
از پاسخ من معلمان آشفتند ، از حنجره شان هرچه درآمد گفتند ، اما هنوزم معتقدم از جاذبه تو سیب ها می افتند .