!L@
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد ، از زخم تیشه نترس که وجودت شایسته ی تندیس است .
!L@
دوست داشتن همیشه گفتن نیست ، گاه سکوت است و گاه نگاه ، غریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمیتوانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم .
!L@
ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست ، جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست .
!L@
اگه میتونستم توی دنیا یه چیز دیگه باشم ، اشک تو میشدم تا توی چشمات متولد شم ، روی گونه هات زندگی کنم و روی لبات بمیرم .
!L@
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی .
!L@
فریاد من از داغ توست ، بیهوده خاموشم نکن ، حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن ، همرنگ دریا کن مرا ، یکبار معنا کن مرا .
!L@
مدتها بود که میخواستم رازی را که در سینه دارم به تو بگویم ، ولی نتوانستم . داشتم هنگامی که از کنارم میگذشتی این راز را در چشمان عاشقم بخوانی ، ولی تو با بی اعتنایی میگذشتی ، تا اینکه امروز قلم برداشتم تا از بی مهریت بنویسم . وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم دیدم نوشته ام دوستت دارم .
!L@
عکستو زدم جای ساعت دیواری ، از اون موقع به بعد تو شدی تموم لحظه هام
!L@
همیشه منتظر کسی باش که حتی اگه با یه لباس ساده بودی ، خواست معرفیت کنه ، بگه این دنیای منه .
!L@
اتل متل جدایی ، عروسکم کجایی ؟ گاو حسن پریشون ، یه دل داره پر از خون ، عشقم رفته هندستون ، یه عشقه دیگه بردار ، یه دنیا غصه بردار ، اسمشو بذار بچگی ، تا آخر زندگی ، هاچینو واچین ! تموم شد ، عمر منم حروم شد .
!L@
اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش ، ارزشی نداره ، چون کار دل دوست داشتنه . اما اگه عقلت عاشق شد بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه .
!L@
عشق چون ایده برد هوش دل فرزانه را ، دزد عاقل می کشد اول چراغ خانه را ، آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد ، در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را .
!L@
عشق را تن پوش جانم میکنی ، چتری از گل سایبانم میکنی ، ای صدای عشق در جان و تنم ، آن سکوت ساده و تنها منم ، من پر از اندوه چشمان تو ام ، آشنای دل پریشان تو ام ، آتش عشق تو در جان منست ، عاشقی معنای ایمان منست ، کی به آرامی صدایم می کنی ، از غم دوری رهایم میکنی ، ای که در عشق و صداقت نوبری ، کی مرا با خود از اینجا میبری
!L@
گر نیایی تا قیامت انتظارت میکشم ، منت عشق از نگاه بر شرابت میکشم ، ناز چندین ساله چشم خمارت میکشم ، تا نفس باقیست اینجا انتظارت میکشم .
!L@
ای کسی که بدون تو زندگی را با همه زیباییهایش برای لحظه ای نا چیز نمی خواهم ، ای کسی که زندگی را در چشمان بهاریت معنی می کنم ، کاش می دانستی این قلب کوچک و آتش زده ام چگونه با دیدارت بال و پری برای رهایی مییابد ، پس بمان که تو تنها رویای سبز زندگی خزان دیده ام هستی .