علی (امپراطور دنبالر)
بزرگ ترین اقیانوس جهان آرامه پس آرام باش تا بزرگ باشی
علی (امپراطور دنبالر)
گور پــدر تمام لحظه هایی که... نفهمیدی چقدر دوستت دارم...
علی (امپراطور دنبالر)
دردِ شــخـصی . . . . . . . . . . . . . اجـتمـآعـی شــد .!!
علی (امپراطور دنبالر)
شک دارم به اینکه تو عاشقم بودی همیشه... شک داشتم به اینکه با من می مونی همیشه... وقتی ازم دوری به چشمات بی اعتمادم شک دارم به اینکه هنوزم باشی به یادم...
علی (امپراطور دنبالر)
با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه نه چندان شور!!! آنچنان ساده ام که لاشخور ها هم می توانند در جیب هایم لانه کنند ! با دافی سال ها دوست می شوم پای کرکسی که به گل می ماند های های گریه نمی کنم فک کن یه درصد ! در دور و دراز باور خود کودک می مانم همیشه و حالا و برای تویی که کلاغ های رنگ شده را می پرستی : هیچ ندارم راهت را بگیــر مستقیم بریدگی اول دست چپ ! حوالی ما توقف ممنــــوع ا
علی (امپراطور دنبالر)
صــدای مــا رو از پــشـت شـــیـشــﮧ ی مـــانــیـتـور مــے شـنـویـد . . . مـــانــیـتـوری ڪــﮧ الـاטּ ،خـــیـلـیـا پــشـتـش بــغـض دارטּ (!) مـــانــیـتـوری ڪــﮧ الـاטּ ، خـــیـلـیـا دسـتـشـون زیــر چـونـشـونـــه (!) در ضـــمـن ، پــشـت هــمـیـــن مـــانــیـتـور هــم خـــیـلـیــا دلــشـون گــرفـتــﮧ . . . (!)
علی (امپراطور دنبالر)
افــکار عاشقـانه ام را ، جمـع که می کنـم … دسته گلی می شود ، شبیه تو ، برای تو...
علی (امپراطور دنبالر)
تـــــنهـا ، بــی هـــوایـــی ... آدمــی را خــفـه نــمی کـــنـد ... گــاهـی ، هـــوایـــی شـــدن ... آرام آرام... بــــدون ِ روسیــاهـــی ... خــامــوشــت مــی کـــــنـد !
علی (امپراطور دنبالر)
چيزی از من نمانده جز كودكی كه انتهای قصه را ؛ حفظ كرد و خوابيد !