علی (امپراطور دنبالر)
بزرگ ترین اقیانوس جهان آرامه پس آرام باش تا بزرگ باشی
علی (امپراطور دنبالر)
به خاطر داشته باش : عشقو باید باورکرد ؛ بوسه رو باید حس کرد ! احساسو باید لمس کرد ، امــــــــــــــــــا .... دوست داشــــــــتنو باید ثابـــت کـــــــــرد ...!
علی (امپراطور دنبالر)
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
علی (امپراطور دنبالر)
آسمونی یا زمینی هر چه هستی نازنینی واسه قلب کوچیک من همیشه عزیزترینی
علی (امپراطور دنبالر)
هیچ چیز بدتر از اون لحظه نیست که وسط بحث متوجه میشی که حق با طرفت هست و تو رسما داری حرف اضافه میزنی!l
علی (امپراطور دنبالر)
لپ تاپم رو بردم نمايندگيش، مي گم ضربه خورده کار نميکنه، يارو ميگه ضربه فيزيکي؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، يکم بي محلي کردم، ضربه روحـــي خورده
علی (امپراطور دنبالر)
+ واستا دنیا من میخوام پیاده شم - همینجا...؟ + بله لطفا! چند میشه؟ - کجا سوار شدی؟ + دهه شصت بود... - برو داداش... صلوات برفست...از شما بدبخت بیچاره ها که نمیشه پول گرفت..
علی (امپراطور دنبالر)
اگه کسی دستشو جلو آورد که باهات دست بده با دقت به اون یکی دستش نگاه کن تا مبادا خنجری باشه که بخواد از پشت بهت بزنه !
علی (امپراطور دنبالر)
به سلامتیه خونمون ایران ، که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
علی (امپراطور دنبالر)
خوابیم اگرچه مرد میدان هستیم خیر سرمان رستم دستان هستیم وقتی به «داداش کایکو» نیازی باشد گوییم که: «نه! ما ایکیوسان هستیم»!
علی (امپراطور دنبالر)
شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد توتشنه ی آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید چشمه، که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی و نه آتش. و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی، که تا بود، از غم نبودن تو، می گداخت...
علی (امپراطور دنبالر)
دنبال نگاه ها نرو،ممکنه فریبت بدن دنبال ثروت نرو چون حتی ثروت هم روزی ناپدید میشه دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی چون فقط یه لبخنده که میتونه باعث بشه که یه روز تاریک،خیلی روشن به نظر بیاد….
علی (امپراطور دنبالر)
حتی بین این همه ادم حرفای خودمو فقط خودم میخونم...اینم درد داره...
علی (امپراطور دنبالر)
وقتی همه ی راه را امده بودم …. وقتی که دیگر تا تو هیچ نمانده بود … چقدر دیر یادش امد خدا…. که ما قسمت هم نبودیم…