علی بیرامی _(سرباز دنبال...
شب قدر، شبی که شیاطین در بند اسارتند و آدمیان ایمن از آنها. *** شبی که در آن خطاب میآید: کجایند جوانمردان شبخیز که در آرزوی دیدار، بیخواب و بیآرام بودهاند و در راه عشق شربت بلا نوشیدهاند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
35مورد از مواردی که جنس مونث از انجام آن ناتوان هست: ۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش 2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری 3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی كردن 4- بلند كردن چیزی 5- پرتاب كردن 6- پارك كردن 7- خواندن نقشه 8- دزدی كردن از بانك 9- آرام و ساكت جایی نشستن 10- بیلیارد بازی كردن 11- پول شام رو حساب كردن 12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن 13- مواخذه شدن بدون گریه كردن 14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی 15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه 16- كمتر از بیست دقیقه داخل یك دستشویی بودن 17- دنده ماشین را با انگشت عوض كردن 18- راه انداختن درست یك ویدئو 19- تماشای یك فیلم جنگی 20- انتخاب سریع یك فیلم 22- ندیدن فیلم هندی 23- غیبت نكردن 24- فحش ناموسی دادن 25- نرقصیدن موقع شنیدن یك آهنگ شاد 26- آرایش نكردن 27- لاك نزدن 28- صحبت نكردن وقتی كه باید ساكت باشن 29- سیگار برگ و یا چپق كشیدن 30- درك كردن شوهر وقتی اعصابش خورده 31- گریه كردن بدون آبریزش بینی 32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون 33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه 34- نق نزدن 35- لگد زدن از همه مهمتر قبول نکردن اینا
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟می ترسی برقش بگیرتت؟نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!این جوری فقط می خواد بگه منم هستمفراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم ...
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
همیشه تو دلت گفتی :این مگه با چند نفر دوسته که همیشه آنلاینه ؟یک جمله همیشه یادت باشه همیشه آنلاین ترین ها تنهاترینند . . .! ...
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
دورنمای حرم امام رضا در شبی برفی هرکی دلش واسه اینجا تنگ شده و امیدش به اقاس که حاجتش براورده شه لایک بزن و باز نشر کنه یا علی ابن موسی الرضا المرتضا باز نشر کن با مرامِ ایرانی!!!
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
معلم: اگه ۱۰۰۰ تومن داشته باشی و از بابات هم ۱۰۰۰ تومن بخوای، چه قدر پول داری؟ دانش آموز: ۱۰۰۰ تومن معلم: هیچ چی از ریاضی حالیت نیست دانش آموز : تو هم بابای منو نمیشناسی !
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
ب شانه ام زدی ک تنهاییم راتکانده باشی ب چه دل خوش کرده ای؟! تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟؟؟؟!!!!!!!!
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
ز مردم دل بکن یاد خدا کن خدا را وقت تنهایی صدا کن در آن حالت که اشکت می چکد گرم غنیمت دان و ما را هم دعا کن
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
آدما همه عیب دارند کسی بی عیب نیست ولی چه فایده هیچکی نمیبینه . همه میرند پای آینه ولی فقط ظاهر رو میسازند کاش میشد باطنشون رو هم می دیدند شاید همون جور که ظاهر رو جلوی آینه درست میکردند باطنشون رو هم اگه عیبی داشت عوض می کردند. ای بابا زیاد گفتم مگه کسی عیب داره که بخواد بره جلو آیینه درستش کنه…..!!!!!!
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
samin man gedim gejaz kheyr
علی بیرامی _(سرباز دنبال...
داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم:پدر نوشته دوست ..عشق..محبت و 4حرفیه.. اتفاقا دو حرف اولشم در اومده بود یعنی (ب) و (الف) یدفعه پدرم گفت:فهمیدم عزیزم میشه بابا...! بااینکه میدونستم بابامیشه امابهش گفتم نه!اشتباهه.. گفت ببین اگه بنویسی باباعمودیشم در میاد.. توچشام اشک جمع شده بود..وگفتم میدونم میشه بابا..ولی اینجانوشته 4حرفی؛ اماتوکه حرف نداری....
شهروند نوجوان : گریه و زاری راه می اندازد ومادرش را صدا می زند!
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلشهروند دهه 70 (مذکر): سر جای قبلی خودش می نشیند. با آرامش آی فون را از جیب شلوار قرمزرنگش درمی آورد و آهنگ «نازنین ناز نکن درو رو کسی باز نکن ...» را گوش می دهد!
شهروند دهه 70 (مونث): سر جای قبلی خودش می نشیند. با آرامش آی فون را از کیف رنگی رنگی اش درمی آورد و اپلیکیشن تبدیل موبایل به آینه را فعال می کند. سپس با کمک آینه مشغول زیباسازی صورت خود می شود!
شهروند دهه 60 (مذکر): در فکر این است که آیا پدرش برای تنبیه، در را از پشت قفل کرده است؟! آیا نامزدش که نیم ساعت دیگر سر چهار راه انقلاب با هم قرار داشتند، رابطه اش را با او به هم می زند؟ آیا گشت ارشاد نامزدش را دستگیر می کند؟! آیا مادرش در مورد بویِ بدِ لباس هایش فکر بدی می کند؟! آیا در این لحظه دارند از او فیلم می گیرند تا علیه اش در دادگاه استفاده کنند؟ آیا زنده خواهد ماند؟! آیا ... در حالی که همینطور به فکرهایش ادامه می دهد، با نگرانی از جیب شلوار جین آبی رنگش، یک سکه در می آورد و با آن به درِ دستشویی می زند!
شهروند دهه 60 (مونث): در فکر این است که آیا پسرهای هم دانشگاهی اش با او شوخی کرده و در را از پشت قفل کرده اند؟ اگر خواستگارش این موضوع را بفهمد؟! اگر تا شب اینجا بماند و درِ خوابگاه بسته شود؟! اگر به خانواده اش در شهرستان اطلاع بدهند؟! اگر پدرش دیگر اجازه ادامه تحصیل به او ندهد؟! اگر او را مجبور کنند تا با پسرِ مش قاسم ازدواج کند؟! اگر از پسر مش قاسم بچه دار شود؟! اگر مجبور باشد تمام عمرش را خانه داری کند؟! اگر ... در حالی که برای سرنوشت شوم خودش گریه می کند از داخل کوله لپ تاپش یک آینه درمی آورد و ریمل های ریخته شده روی صورتش را پاک می کند!
شهروند دهه 50 (مذکر): یاد جوانی های خود می افتد که چقدر پر زور بود و می توانست در دستشویی را از جا بکند! از جیب شلوار پارچه ای خاکستری رنگش، یک ماژیک درمی آورد و روی در دستشویی یادگاری و شعر می نویسد!
شهروند دهه 50 (مونث): به خودش تلقین می کند که برای رسیدن به آرمان های برابری حقوق زنان با مردان، باید این شرایط سخت را تحمل کند. در همین حال سعی می کند تصویر خودش را در کاشیِ سفید دستشویی ببیند و جوش سه روز مانده روی صورتش را منهدم کند!

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلشهروند زندانی: سعی می کند با یک قاشق چایخوری دیوار دستشویی را خراب کند تا بتوان از مسیر فاضلاب فرار کند!
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبلشهروند روشن فکر: از وقت به دست آمده نهایت استفاده را می کند و از داخل تبلتش مشغول خواندنِ ایبوکِ «جامعه باز و دشمنان آن» (کارل پوپر) می شود!
شهروند روشن فکر نما: یک گوشه ای می نشیند و سیگار می کشد!
شهروند شاعر: شعر می سراید؛ «سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / و با این بو اگر در پشت در مانند، درمانند!»
شهروندن فرهیخته: در هر شرایطی به فرهنگ سازی فکر می کند. از داخل کلاسورش یک روان نویس مشکی درمی آورد و با خط نستعلیق روی در دستشویی می نویسد:
ای دوست، بعد از هر فشار و کِش مکش لطفا سیفون بالای سرت را بکش
شهروند متوقع: سیفون را می کشد و می گوید: «بیا اینم سیفون، حالا در رو باز کن بیام بیرون!»
شهروند مهندس: سعی می کند با باز کردن لولای در، از دستشویی خارج شود.
شهروند فیزیکدان: از فرمول فشار (P=F/A) استفاده می کند. شیر آب را تا انتها باز می کند و مسیر آب را به طرف در خروجی می گیرد، سپس با کمک انگشت شستش، دهنهِ شلنگ را تنگ و تنگ تر می کند تا با کم شدن سطح (A) فشار افزایش یابد و بتواند در را سوراخ کند!
شهروند کامپیوتردان: برق دستشویی را یک بار خاموش و روشن (ری استارت!) می کند، سپس دستگیره در را فشار می دهد تا ببیند آیا قفل در باز شده است یا نه؟
شهروند اختلاسی: به نگهبان یک میلیارد رشوه می دهد تا در را برایش باز کند.
پوتین: به مدمدوف زنگ می زند و گرای دستشویی را به او می دهد. بعد از چند دقیقه یک هلیکوپتر نظامی بر بالای دستشویی ظاهر می شود.کماندوها سقف دستشویی را به وسیله موشک آر پی جی منفجر می کنند و با کمک عملیات راپل، پوتین را از دستشویی به داخل هلیکوپتر می آورند! پوتین مدمدوف را بغل می کند و در گوش اومی گوید: «نشون دادی که لیاقت داری باز هم بعد از من رئیس جمهور بشی! دیگه داشتم خفه می شدم!»
دولت: به رئیس دفترش زنگ می زند تا از شهرداری به دلیل ترویج بی بند و باری، تجاوز به حریم خصوصی شهروندان، سوء استفاده از اموال عمومی، گران شدن سکه! افزایش بیکاری، مهاجرت پرستاران و ... شکایت کند!
شهروند نگران: با 125 تماس می گیرد.
شهروند خیلی نگران: با 115 تماس می گیرد!