مـــَن تو مدرسه مسئولِ کارگاهم پریروز تـــو کارگاه بودیم زنگ آخر خورده بود و سرویسم منتظر بود بچه ها هم داشتن آروم آروم جمع میکردن وسایلشونُ یهو از ته دل داد زدم ک گم شین برین بیرون دیگه به منم فک کنین ک سرویس منتظرمه و باید این درِ لعنتی رو قفل کنم بعدش خودم داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم که اولا من تا الان اینجوری با بچه ها حرف نزدم و بعدش این همـــه صدا از کجام دراومد بیچاره ها همه ترسیدن زود رفتن بیرون ابُهـــَت از سرو کولم میبارید ینی ـــآ .. کیف کردم
البته دوستایِ صمیمیِ الانم میگن بار اول که دیدیمت گفتیم وای خدایا این دختره یِ گنده دماغُ کی تحمل کنه با این اخماش چون من همیشه درحالتِ عادی قیافم جدیِ و اخم دارم ... میگن بهم قیافم غلط اندازه
3-4 روز پیش معلممون زودتر تعطیلمون کرد رفتیم تو حیاط یه دفعه دیدیم @سارا داره وسط حیاط میچرخه میگم تو اینجا چیکار میکنی مگ کلاس نداری؟ میگه چرا دارم میگم خب اینجایی چرا؟میگه هیچی معلم روشو کرد اونور تا حواسش نبود خودمو از پنجره پرت کردم بیرون اینم از دوستای ما
این @سارا و @ریحانـــ ه نمیدونم خدا واسه چی آفریندشون؟موجوداتی کاملا بی خاصیت ان ک دورو بر من قرار گرفتن حالا باز این ساراهه 4 تا چرتُ پرت میگه میخندیم این ریحانه چی؟
امروز سر کلاس زبان اینقد حرف زدیم و خندیدیم ک معلمِ منفی داد بهمونتازه بعدِ اینکه هم منفی داد از رو نرفتیم بیشتر خندیدیم حالا منم هی نمیخواستم بخندم ها ولی مگ @سارا میزاشت؟
من نميدونم اين مينا چه گيري به اين آليس بدبخت داده يكي نيست بش بگه آخه خواهر من تو كه نه ريزه ميزه اي مثه آليس نه رنگ موهات زرده بابا اين آليس بدبخت چه گناهي كرده كه خودتو بش تشبيه ميكني