علی کریمی
حالا حرفهایمان بماند برای بعد.. دلخوری هایمان.. دلتنگی هایمان.. و تمام اشکهای من.. با او چگونه میگذرد که با من نگذشت؟؟؟!
علی کریمی
نگذار هرکسی با ساز دلت تمرین نوازندگی کند...!!!
علی کریمی
خــ ودمـ ـــ ــان را پیــدا کنیــ ـم ... نیمـــ ـــه ے گمشـ ــ ـــ ـده مـان پیشـ ـــکـش
علی کریمی
گفتم : مادر ! گفت : جانم گفتم : درد دارم ! گفت : بجانم گفتم : خسته ام ! گفت : پریشانم گفتم : گرسنه ام ! گفت : بخور از سهمِ نانم گفتم : کجا بخوابم ! گفت : روی چشمانم گفتم پارچ آب برگشت رو فرش .گفت: ای خدا ذلیلت کنه بیشعور.
علی کریمی
تلخ تر از خود جداییها آنجایی است که بعدها آن دو نفر هی باید وانمود کنند که چیزی بینشان نبوده که هیچ اتفاقی نیفتاده که از همدیگر هیچ خاطرهای ندارند هی باید وانمود کنند...
علی کریمی
هنوز هم دلم تنگ مي شود براي محض حرف زدنت و برای تکيه کلامهايت که نمی دانستی فقط کلام تــــــــــو نبود من هم به آنها … تکيه داده بودم!
علی کریمی
در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز می گفتند : " بدون تو حتی نفس هم نمی توانم بکشم " و امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنن !!!