A-F Persian
نبض ناخواندهای عبس زده بود خسته بود و نفس نفس زده بود درِ دل را کلید کرد و نشست باز دور دلش قفس زده بود رسم عشق را غریبه میدانست دست او را همیشه پسزده بود کاروان کاروان عبور کسی بارها در دلش جرس زده بود چلستونی به سمت دریا داشت دل به صحرای خار و خس زده بود *** به تپشهای عشق نفرین گفت نبض ناخواندهای عبس زده بود...
A-F Persian
واژه واژه می شکند بلور پیکر تو و بــــاد که بوزد واژه های اندام تو را میـــبرد با خود بی جهت نیست ، شاعر باد که به کله اش می خورد " شعر " می گوید ...
A-F Persian
میخوای بیای، بیا! ولی قول بده هر روز یه عطر متفاوت بزنی...قول بده هیچ آهنگی رو دوست نداشته باشی... خاطره داشتن با بوی یه عطر، با یه آهنگ خیلی غمگینه... بیا! ولی بی بو، بی صدا... این شکلی تموم شدنش راحت تره؛ عذاب بعدشم کمتر...
A-F Persian
هنوز........ هنوز روی خاکیم و یادمان نمیکنند وای به روزی که خاکمان کنند..!
A-F Persian
خدایا ؛ کودکان گلفروش را میبینی ؟ مردان خانه به دوش ... دخترکان تن فروش ... مادران سیاه پوش .. کاسبان دین فروش ... محرابهای فرش پوش ... زبانهای عشق فروش ... انسانهای آدم فروش ... همه را می بینی ؟!! می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ... دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد ...
A-F Persian
ما كه از هر چه ترسیدیم سرمان آمد....! بیا تمرین كنیم كمی از خوشبختی بترسیم!!!
A-F Persian
حواستون باشه ادما دو دسته اند: يا هندونه زير بغلت ميدن يا پوست موز زير پات ميندازن
A-F Persian
+[247076381969767:0] @+[107032382762753:0] @+[320180178049933:0] @+[307366735972773:0]
A-F Persian
دیگه از ترس Pitbull تو حموم هم نمیتونیم دو دهن بخونیم !!! مرتیکه کچل هر آن ممکنه بیاد تو حموم باهامون فیـــــــــــت بده !!
A-F Persian
لحظه ی قشنگیه : وقتی که اعصابت خورده ولی عشقت میاد دستت رو آروم می گیره و فشارش می ده، میبوسه.. و تو اینقدر آروم می شی که اگه صد سال بقیه می نشستند و باهات حرف می زدن آرامش نمی گرفتی ... !
A-F Persian
كنار پیكری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه كردم در آن خلوتگه تاریك و خاموش در آن خلوتگه تاریك و خاموش نگه كردم بچشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریك و خاموش پریشان در كنار او نشستم لبش بر روی لب هایم هوس ریخت زاندوه دل دیوانه رستم فرو خواندم بگوشش قصه عشق: ترا می خواهم ای جانانه من ترا می خواهم ای آغوش جانبخش ترا ای عاشق دیوانه من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سینه اش مستانه لرزید گنه كردم گناهی پر ز لذت در آغوشی كه گرم و آتشین بود گنه كردم میان بازوانی كه داغ و كینه جوی و آهنین بود فروغ فرخ زاد
A-F Persian
آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم و آنک سوگند من و توبهام اشکست کجاست و آنک جانها به سحر نعره زنانند از او و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست جان جانست وگر جای ندارد چه عجب این که جا میطلبد در تن ما هست کجاست غمزه چشم بهانهست و زان سو هوسیست و آنک او در پس غمزهست دل خست کجاست پرده روشن دل بست و خیالات نمود و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست
A-F Persian
و عشق قیچی شد ! وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ . .