الينا
دل برايش هديه بردم سنگدل خنديد و گفت / دور اندازند مستان ساغر بشكسته را
الينا
اي ك گفتي عشق را درمان به هجران كرده اند / كاش ميگفتي ك هجران را چه درمان كرده اند
الينا
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام
الينا
سلاااااااااااااااام صبح بخير...
الينا
يار بگذشت از همه خندان و از من خشمناك / عمر بر من مشكل و بر ديگران آسان گذشت
الينا
هر دو ...تابستون صندل رو ترجيح ميدم....رنگ يا كاغذ ديواري ؟
الينا
نمي بود اينقدر خواب غرور دلبران سنگين / اگر مي داشت آوازي ،شكست شيشه دل ها
الينا
تا كه راز دل محنت زده ام فاش نگردد/ نتوانم كشم از سينه پرسوز خود آهي