الينا
دلي بي تاب و عاشق پيشه دارم / مزن سنگم كه بار شيشه دارم
الينا
يار بي پرده كمر بست به رسوايي ما / ما تماشايي او ،خلق تماشايي ما
الينا
مي روي و گريه مي آيد مرا/ ساعتي بنشين كه باران بگذرد
الينا
در هجر تو اشكم ز شكاف مژه پيداست/چون طفل يتيمي كه سيه جامه دريده
الينا
ايمن مباش از شر كسي كه براي خود ارزش قائل نيست.
الينا
با هر كه بدي كردي تا دم مرگ از او بينديش.
الينا
چرب زبانان اغلب نيتي ناپاك در قلب مي پرورانند.
الينا
دل كيست كه گوهري فشاند بي تو / يا تن كه بود كه ملك راند بي تو
الينا
تا ميماند ز عمر يا رب نفسي /درياب كه نيست جز تو فرياد رسي
الينا
الهي مكش اين چراغ افروخته را و مسوز اين دل سوخته را و مدر اين پرده دوخته را و مران اين بنده نو آموخته را.
الينا
الهي اگر مستم و اگر ديوانه ام از مقيمان اين آستانه ام آشنايي با خود ده كه از كائنات بيگانه ام .