دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الينا

خدايا من كجا بودم كه تو مرا خواندي ، من نه منم كه تو مرا ماندي . درباره »
الينا
زن - متاهل
امتیاز: 2809

دنبال‌شدگان

(66 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(536 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

الينا
الينا

مريم آي مريم !!!!!!!!!!!

الينا
الينا

الهي تو آني كه خود گفتي و چنانكه خود گفتي چناني ، عظيم شاني و بزرگ احساني ، عزيز سلطاني ، ديان مهرباني ، هم نهاني و هم عياني ، ديده ها را نهاني و جان را عياني ، من سزاي تو ندانم و تو داني .

الينا
الينا

الهي در آتش حسرت آويختم چون پروانه در چراغ ، نه جان رنج ديده نه دل الم داغ.

الينا
الينا

عجب بدبختيه ... با اين مزاحم چه كنم ؟

الينا
الينا

الهي ما از غافلانيم نه از كافرانيم ، نگاهدار تا پريشان نشويم و در راه آر تا سرگردان نشويم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي اي مهربان فرياد رس عزيز آنكس كه او با تو يك نفس ، نفسي كه آن را حجاب نايد از پس .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي ديگران مست شرابند و من مست ساقي ، مستي ايشان فاني است و از من باقي .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي آنچه ما خود كشتيم به بر ميار و آنچه تو ما را كشتي آفت ما از آن باز دار .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي از بنده با حكم ازل چه بر آيد و بر آنچه ندارد چه بايد ؟ كوشش بنده چيست ؟ كار خواست تو دارد ، به جهد خويش نجات خويش كي تواند ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي هر كه تو را شناسد كار او باريك و هر كه ترا نشناسد راه او تاريك ، ترا شناختن از تو رستن است و بتو پيوستن از خود گذشتن است . الهي بر من آراستي خريدم و از هر دو جهان دوستي حضرت تو گزيدم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي در جلال رحماني ، در كمال سبحاني ، نه محتاج زماني و نه آرزومند مكاني ، نه كس به تو ماند و نه بكسي ماني ، پيداست كه در ميان جاني ، بلكه جان زنده به چيزي است كه تو آني .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا

الهي كار آن دارد كه با تو كاري دارد ، يار آن دارد كه چون تو ياري دارد ، او كه در هر دو جهان تو را دارد هرگز كي تو را بگذارد .

الينا
الينا

سلام به همگي صبحتون بخير ....

الينا
الينا

الهي چه خوش روزي كه خورشيد جلال تو به ما نظر مي كند چه خوش وقتي كه مشتاق از مشاهده جمال تو ما را خبري دهد جان خود را طعمه باز سازيم كه در طلب تو پرواز مي كند و دل خود را نثار دوستي كنيم كه بر سر كوي تو آوازي دهد.

الينا
الينا

آری این پاییز درد است این همان است که من به تو آموختمش گفتن را این همان آینه ی شعر غم انگیز من است که تو خواندی آنرا به صدایی لرزان با همه تنهایی و همه درد غم انگیز فراق و تو هم خوب برایم خواندی این همان پاییز است که هوا سرخابی است و کلاغی سر هر کاج بلندی خفته است و همه شهر گرفته است ز آه و تو باید بروی! برو از این همه دلتنگی و غم شعر را زمزمه کن! که اگر من رفتم کوچ مردانه ی امید مرا می خواند که اگر من ماندم درد را می چشم و شعر تو را می خوانم!