الينا
آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.
الينا
الهي كشيديم آنچه كشيديم همه نوش گشت چون آواي قبول شنيديم ، داني كه هرگز در مهر شكيبا نبوديم و به هر كوي كه رسيديم حلقه در دوستي تو گرفتيم و به هر راه كه رفتيم بر بوي تو آن راه را بريديم ، دل رفت مبارك باد ، گر جان برود در اين راه پسنديديم.
الينا
الهي از دو دعوي به زينهارم و ار هر دو به فضل تو فرياد خواهم از آنكه پندارم بخود چيزي دارم يا پندارم كه بر تو حقي دارم.
الينا
الهي گرفتار آن دردم كه داروي آني ، بنده آن ثنايم كه تو سزاوار آني ، من در تو چه دانم ؟ تو داني . تو آني كه خود گفتي و چنانكه خود گفتي آني . تو آني كه مصطفي گفت من ثناي تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو خود بر نفس خويش ثنا گفتي .
الينا
خداوندا ما نه ارزاني بوديم تا ما را برگزيدي و نه ناارزاني بوديم كه به غلط برگزيدي ، بلكه به خود ارزاني كردي تا برگزيدي و هر عيب كه ميديدي بپوشيدي.
الينا
الهي هر چند از بد سزاي خويش به دردم ليكن از مفلس نوازي تو شادم .
الينا
ميدونم كه ميدوني ميدونم نميتوني اينا مشكل ما نيس دو سه روز جووني / نميدوني چه سردم چقد عاشقي كردم /نميدوني ميدونم ميدونم نميدوني ....
الينا
غربت را نبايد در شهري غريب يا در گم شدن لحظه آشنا جستجو كرد ، هرگاه عزيزت نگاهش را به ديگري تعارف كرد آنگاه تو غريبي .
الينا
الهي آفريدي ما رايگان و روزي دادي ما را رايگان بيامرز ما را رايگان كه تو خدايي نه بازرگان .
الينا
الهي از يادگار فردي ماند و از عمر گذشته دردي ماند از جسم پوسيده گردي و از حسرت به سينه آه سردي .
الينا
الهي من غلام آن معصيتم كه مرا به عذر آرد و از آن طاعت بيزارم كه مرا به عجب آرد .
الينا
الهي ضعيفم خواندي و چنين است ، هر چه از من در وجود آيد اين است .
الينا
الهي گوهر اصطفا در دامن آدم تو ريختي و گرد عصيان بر فرق ابليس تو بيختي و اين دو جنس مخالف را با هم تو آميختي ، از روي ادب اگر بد كرديم بر ما مگير كه گرد فتنه تو انگيختي .