الينا
الهي با بهشت چه سازم و با حور چه بازم مرا ديده اي ده كه از هر نظري بهشتي سازم.
الينا
يا رب ز ره راست نشاني خواهم/ از باده ي آب و خاك جاني خواهم/از نعمت خود چه بهره مندم كردي / در شكرگزاريت زباني خواهم.
الينا
آنكس كه ترا شناخت جان را چه كند/فرزند و عيال و خانمان را چه كند/ديوانه كني هر دو جهانش بخشي/ديوانه ي تو هر دو جهان را چه كند
الينا
مهربانا دل ما را از سياهيها دور كن ، رشته ي مهر و محبت رو ميان خانواده ها مستحكم كن ، آتش كين ونفرت رو از دلها بيرون كن و دست الفت بكش بر دلي كه سياه است .(اين ديگه از خودم بود .)
الينا
الهي از پيش خطر و از پس راهم نيست ، دستم گير كه جز تو پناهم نيست الهي دستم گير كه دست آويز ندارم ، و عذرم بپذير كه پاي گريز ندارم.
الينا
الهي داني كه بي تو هيچكسم ، دستم گير كه در تو رسم . به ظاهر قبول دارم و به باطن تسليم ، نه از خصم باك دارم نه از دشمن بيم ، اگر دل گويد چرا ؟ گويم سر افكنده ام و اگر خرد گويد چرا ؟ جواب دهم كه من بنده ام.
الينا
الهي نظر خود بر ما مدام كن و ما را بر داشته ي خود نام كن و به وقت رفتن بر جان ما سلام كن.
الينا
اي يار بارم ده تا داستان درد خود بتو پردازم بر درگاه تو مي زارم و در اميد بيم تو مي نازم يك نظر در من نگر تا دو گيتي به آب اندازم.
الينا
خداوندا يكبار اين پرده ي من از من بردار ، و عيب هستي من از من وا دار و مرا در دست كوشش مگذار.
الينا
خدايا گاه از تو ميگفتم و گاه از تو مي نيوشيدم ميان جرم خود و لطف تو مي انديشيدم ،كشيدم آنچه كشيدم ، همه نوش گشت چون آواي تو شنيدم.