دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

alireza sadeghi

alireza sadeghi
مرد - مجرد
امتیاز: 369

دنبال‌شدگان

(67 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(56 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

alireza sadeghi
alireza sadeghi

مامان! تمام زندگی ام درد می کند دارد چه کار با خودش این مرد می کند ؟! دارد مرا شبیه همان بچّه ی لجوج که تا همیشه گریه نمی کرد می کند این باد از کدام جهنّم رسیده است که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند هی می رسد به نقطه ی پایان، به خودکشی یک لحظه مکث، بعد عقبگرد می کند ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد که آتش نگاه مرا سرد می کند بی فایده ست سعی کنم مثل‌تان شوم دنیای خوب ! باز مرا طرد می کند هی فکر می کنم... و به جایی نمی رسم هی فکر می کنم... و سرم درد می کند

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

alireza sadeghi
alireza sadeghi

رؤیایمان خوابیده و شب داخل تخت است هر کس که بیدار است می داند که بدبخت است سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبم فهمیدن ِ این دردهای لعنتی سخت است

alireza sadeghi
alireza sadeghi

از چی بترسم که تو از این جوهر خودکار آنقدر می ترسی که من به مرگ مشتاقم هر کس غمی دارد که نصفی از شبش، نان است مشتی زدیم و جنس این دیوار، سیمان است که هر کسی زنده ست توی قبر خوابیده که هر کسی زنده ست جایش کنج زندان است از سرنوشت برگ های سبز می پرسی؟! امّید ِ چی داری رفیق من؟! زمستان است از عشقبازی با کدامین زن چنین خیسم؟ باران نمی بارد عزیزم! تیرباران است! سیگار روشن کن که مغزم تیر می خواهد کابوس های قابل ِ تغییر می خواهد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دیوانگی هایم تر از تر تر تری دارد!! دیوار، دیوار است با اینکه دری دارد این داستان را نصفه کاره ول کنم؟! کردم! هرچند می دانم که حتماً آخری دارد تزریق ِ مُشتی گاو در رگ های آزادی خودکار سبزت دست های لاغری دارد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم.

alireza sadeghi
alireza sadeghi

موسیقی عجیبی ست مرگ. بلند می شوی و چنان آرام و نرم می رقصی که دیگر هیچکس تو را نمی بیند

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دلم برای خودم لااقل کمی می سوخت اگر که پوچی دنیایتان امان می داد زمان همیشه مرا زیرخویش له می کرد همیشه فرصت من را به دیگران می داد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

هی جیغ، جیغ... گریه ی بی تاب بچّه ها لولو دوباره آمده در خواب بچّه ها لولو هزار سال تمام است یکنواخت با عشق و غصّه سر زده شب ها به بچّه ها لولو هزار سال تمام است عاشق است این را نگفته است به... حتّی به بچّه ها

alireza sadeghi
alireza sadeghi

انار شو که تمام لب تو را بِمَکَم به بغضم این همه سوزن مزن که می ترکم! شب است و عطرِ خوشِ نانِ تازه ای تن تو بگو چه کار کنم با دلِ پُر از کَپَکَم؟ دهانم آب می افتد،چقدر می افتد دهانم آب برایت،انارِ با نَمکم! انارِ سوخته ام من،دل مرا بچلان نمک بریز و بنوش از ته دلِ تَرَک تَرَکَم شبی که بغض کنی، صبح می چکد گُل گُل صدای گریه ی تو ،از لبانِ نی نمکم مخاه دختر چوپان !که باد حمله کند به دشت های پُر از گلّه های شاپرکم تو می شوی ملکه- گوش واره ات گیلاس بساز با نخ گیسوت،تاج قاصدکم شبیهِ تکه ای ابری غریبه ام، تو بگو به چشم هات، که بارن کنند نم نمکم ببین که دست من- این تا به فرق در مرداب بدل شده است به فریادِ آخرین کمکم! نو چون عروسکِ خاموشِ قصّه ها شده ای و من غریبه ی شهر هزار آدمکم شبیهِ غربتِ یک لاک پشت در برکه همیشه دور و برِ چشم هات می پلکم

alireza sadeghi
alireza sadeghi

سفارت آمریکا در قاهره تعطیل شد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

با شعر و سیگار به جنگ نابرابری ها می روم من، دون کیشوتی مضحک هستم که جای کلاهخود و سرنیزه مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد عکسی به یادگار از من بگیرید من انسان قرن بیست و یکم هستم

alireza sadeghi
alireza sadeghi

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه اومدی کنکور بدی؟پ ن پ اومدم برم دستشویی

alireza sadeghi
alireza sadeghi

راه های جوانی اسرار جوانی چه کسی دلش نمی‌خواهد همیشه جوان و شاداب باشد؟ یقیناً در سی یا چهل سالگی نمی‌خواهیم که مثلاً 17 ساله شویم اما مسلماً دلمان می‌خواهد انرژی و قدرت آن موقع‌ها را داشته باشیم و مثل آن موقع‌ها خبری از چین و چروک یا لکه‌های قهوه‌ای روی پوستمان نباشد. بدون شک پیری شتری است که در هر خانه‌ای می‌خوابد (می‌دانیم که دور از جانتان آن شتر مرگ بود اما کمی تغییر ضرب‌المثل که به جایی بر نمی‌خورد!) و بیماری‌های دوره‌ی پیری با بالاتر رفتن سن و سال سرو کله‌شان پیدا می‌شود اما با همه‌ی این حرف‌ها تعداد این ناخوشی‌ها و بیماری‌ها به سبک زندگی ما بستگی دارد. برای اینکه جسم و روحتان جوان بماند توصیه های زیر را جدی بگیرید. به فکر تأمین آب بدنتان باشید زمانی که بدن دهیدراته می‌شود یعنی به میزان کافی آب دریافت نمی‌کند بیشتر شبیه کشمش می‌شود تا یک انگور رسیده. برای همین باید به میزان کافی آب بنوشید. هیچ وقت نباید احساس تشنگی کنید. باید قبل از آن آب کافی مصرف کرده باشید. حتماً مواد غذایی سرشار از آب مانند میوه‌ها و سبزیجات تازه نیز مصرف کنید تا به بهترین نحو آب بدنتان تأمین شود. فعال‌تر باش

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دست و پا زدن و فریاد زدن همیشه نشانه بیداری نیست گاهی نشانه خواب بودن، کابوس دیدن و هذیان گفتنه. ما ایرانی ها دیگه کاملا تبدیل شدیم به ملت زنده باد مرده باد !