علیرضا22
داشتیم وسایل انباری رو مرتب می کردیم، مامانم یه مداد رنگی 24 رنگِ قاب فلزی از تو یه کارتن در آورد. زد زیر خنده گفت: می دونی چیه؟ گفتم: نه! گفت: این رو خریده بودم هر وقت معدلت 20 شد، بهت بدم، ولی حیف که نشد. خاک تو سرت کنن که از خنگی رفتی به فامیلای بابات!!
علیرضا22
یارو زنگ میزنه خونه رفیقش میگه گضنفر من لهجی دارم دوستش میگه اره. یارو میگه پس گحط کن دوباره میگیرم. !!!
علیرضا22
هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !
علیرضا22
لحظه قشنگیه وقتی عشقت کنارت خوابیده.... تو می توونی نگاهش کنی و از نفس کشیدنش لذت ببری
علیرضا22
بدشانسی یعنی رفتم تو بانک با خوشحالی چک 200 تومنی رو گذاشتم رو میز گفتم داداش اینو نقدش کن , دیدم دختر جلوییم مبلغ چکمو نگاه کرد , با تمسخر یه نگاهی بهم انداخت , دیدم مبلغ چکش 50 میلیونه , گرخیدم سریع خودمو جمع کردم گفتم حاج آقا قدیری پرسیدن چک 3 میلیاردیشون و امروز اومدن دنبالش یا نه , دختره گرخید منم یه نگاهی با تمسخر بهش انداختم با تعجب پرسید " شما با آقای قدیری نسبتی دارید؟ " گفتم " علی قدیری , پسرشون هستم , چطور ؟ اسمشون به گوش شما هم رسیده؟ " گفت " چه جالب , آخه منم دلارام قدیری , دخترشون هستم " دیدم کارمند بانکم میگه " آقای آرزومندی , پدر شما تو حسابشون 6 هزار تومن مونده که ما نبستیم , نمی دونم چرا هی به پسراش چک 200 هزار تومنی میدن "
علیرضا22
بدشانسی یعنی رفتم یه موسسه واسه وام اسم نوشتم , گفتن همه کاره حاج آقا محمدیه , اون موافقت کنه حله کلی نقشه کشیدم با زن و بچم هماهنگ کردم , زنگ زدم دفتر طرف , منشی ورداشت , وصل کرد به اتاق حاج آقا تا گفت بفرمایید , شروع کردم با بغض و هق هق " حاج آقا اگه این وام و ندید من زندگیم از هم میپاشه , دارم بدبخت میشم " یهو گوشی و گرفتم زنم گفت " من دیگه یه لحظه هم تو این خونه نمی مونم , چقد با نداریات بسازم , جون به لب شدم دیگه" از اونور بچم میگه " بابا, من نهج والبلاغه رو هم حفظ کردم , قول داده بودی اینو حفظ کنم برام یه توپ پلاستیکی بخری " کلی غربتی بازی , یهو دیدم طرف گریه اش گرفته , گفت خدایی هیچ کس از شما مستحق تر نیست واسه این وام , منتها من کاره ای نیستم , آبدارچی ام , حاج آقا نماز میخونه , باید با خودشون صحبت کنید حالا تا حاج آقا گرفت گوشی و زنم از اینور میگه خدا لعنتت کنه علی که واسه چندرغاز پول منو مجبور به این کارا می کنی , پسرمم از اونور میگه , بابا ماشین من خرابه , امروز ماشین تورو میبرم ...
علیرضا22
وقتــی از رابـطـه دوستـــی ، بـعضـــی هـــا بـه مسـائــل جنـســی فـکـــر میکـنـنــــد ! و ... بعـضـــی هــــا بــه شـــارژ ! دَرکـــــــ میــکنــی کـــه تنـــهایــی هــَــم زیــــاد بــَــد نیــسـت ..
علیرضا22
دوستان واقعی مثل صبح هستنند ! نمی شود تمام روز آنها را داشت امآ مطمعنی که فردا , هفته بعد , و.... تا ابد هستنند !!
elahiiiiiii,delet miad!baba juni eshghe maneaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
14 سال و 8 ماه و 14 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلnagoft be babam raftam k,goft b familash raftam
14 سال و 8 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبل