علیرضا22
یاد ِش به خـــــیر ... بچه که بودیم وقتی می بردنمون پارک ، می رفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار ِ تاب ، همچین ملتــمسانه به اونیـــکه سوار ِتاب بود نگــاه می کردیم ، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم ؛ بعدش که نوبت ِخودمون می شد ، دیگه عمرا پیاده می شدیم ؟!
علیرضا22
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد
علیرضا22
دارم واسه دختر خالم تعریف میکنم می گم : دیشب داشت یه راز بقا نشون میداد شیره حمله کرد به یه گله آهو یکی شونو گرفت می گه: بقیه چی؟ فرار کردن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ موبایلاشونو درآوردنو فیلم گرفتن از صحنه واسه بقیه حیوونای جنگل بلوتوث کنن..!
علیرضا22
روزهای تعطیل بیشتر از بقیه روزها دلم میگیره چون وقت داری به من فکر کنی .. . ولی فکر نمیکنی
علیرضا22
میرسه روزی که میری مغازه پول خوورد نداره بقیه پولتو بده به جاش سیم کارت ایرانسل میده!!!
علیرضا22
من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم... نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی انکه بدانند خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود...!
علیرضا22
گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه برمی آید...
علیرضا22
همیشه سعی کن عاشق کسی بهتر از خودت باش تا با تو زندگی کنه ٬ نه بازی
علیرضا22
نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس ... راننده میگه می خوای سوار شی؟! پَ نه پَ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم
علیرضا22
دیروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضی بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من یاد تو بود/ حق من اعدام بود
علیرضا22
تو اتاق دراز کشیده بودم نصف شب داداشم پاش خورد بهم با مخ افتــاد رو زمین...برگشته می گه : اَآَه تویی؟! می گم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ سرعت گیرم واسه کاهش آمار تصادفات اینجا نصب شدم...!
علیرضا22
یارو ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام . فروشنده ميگه مردونه ؟ یارو دست ميده ميگه : مردونه
علیرضا22
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه ؟! لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟! ... لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی ، فکر کنی که چهقدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است ؟ لازم است گاهی درختی ، گلی را آب بدهی ، حیوانی را نوازش کنی ، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه ؟! لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بیخیال شوی ، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهنپارهی برقی است یا نه ؟! لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج ، تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟! لازم است گاهی عیسی باشی ، ایوب باشی ، انسان باشی ببینی میشود یا نه ؟! و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم... آیا ارزشش را داشت ...؟! زیبائی در فراتر رفتن از روزمره گیهاست...