مرضیه
اینایی که به اسماعیل میگن اسى! به ابراهیم میگن ابى! به کامران میگن کامی! به نازنین میگن نازى! به آزاده میگن آزى! و كلاً تنبلیشون میاد یه اسمُ كامل بگن! از همینجا آرزومندیم كه : همسرى خوب و زیبا و پاكدامن به نام :""" گوهر """ نصیبشون بشه
مرضیه
گاهی حرف ها وزن ندارند،ریتم ندارند،آهنگ ندارند،اما خوب گوش کن...درد دارند...
مرضیه
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .؛ دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .؛ اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!! وَ حآل هــَم کِه . . .؛ گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .؛ زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .؛ وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .؛ بــِنـِشینی وَ فــَقــَط نــِگآه کــُنی . . .!!! گآهی دِلگــیری . . . ؛ شآیــَد اَز خودَت . . .؛ شآیــَد . . !!
مرضیه
شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره اما اوني که ميخنده هزار تا ؟ من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ، ولي اوني که گريه ميکنه ، به هزار تا از دردهاش خنديده. اما جلوي يکيشون کم آورده
مرضیه
یه هفته هست منتظرم یه اس ام اس هم نمیده ! خاک بر سر سگش کنن
مرضیه
نامردا این مدلی به ما یاد ندادن
مرضیه
پست ترین آدما کسانی هستند که به دست گذاشتن روی نقطه ضعف دیگران بگن شوخی …
مرضیه
این حرفا حالیم نیست ..؟؟ من همین امشب زن می خوام ...!!! همین امشب !
مرضیه
یه فولدر خیلی شخصی و خصوصی دارم توی لپتاپم اسمشُ گذاشتم “غرب از نگاه استاد رحیم پور ازغدی” اینجوری دیگه فکر نکنم کسی بازش کنه
مرضیه
زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام . یارو یه کمد میسازه. زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه! نجاره میگه چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه؟؟؟ خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره دوباره فرداش زنه میاد میگه:اتوبوس رد میشه کمد میلرزه ... ... اینم میگه : بابا برای یه کمد پدر مارو در آوردی. اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه. میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه ، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه : اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟؟؟
مرضیه
Aidjwp qmgdatg rdmg rmhda , hmpa gmpam tdgatm mpdawg gwpa amgd adg (از سخنان گوهر بار دكتر علي شريعتي كه متاسفانه قبل گفتن دكمه " Shift+alt " را فشار ندادند ! ! !)
مرضیه
ولم کن تا ولت کنم!!! جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!
مرضیه
دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به اتاق خواب سر زد ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید بلافاصله رفت و چوب گلف رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد. بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد با کمال تعجب همسرش را دید که در آشپزخانه نشسته است. همسرش گفت سلام عزیزم! پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟