امین حاتمی
گذشتهها را دور نمیریزم جایشان در صندوقی است که درش قفل میشود و چند روزیاست منتظر گم شدن کلیدش هستم....
امین حاتمی
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو
امین حاتمی
عطرهای خوب ، شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد ، درست مثل جای خالی تو !
امین حاتمی
چقدر جالب ! تو لحظه های داغونی فقط یه نفر میتونه آرومت کنه ، اونم کسیه که داغونت کرده !
امین حاتمی
تو را به جای همه روزگارانی که نمیزیستهام دوست میدارم برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب میشود، برای خاطر نخستین گل برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم تو را به جای همه زنانی که دوست نمیدارم دوست میدارم.
امین حاتمی
هنوز دلم تنگ ميشود... براي محض حرف زدنت, و براي تيكه كلام هايت...كه نميدانستي فقط كلام تو نبود...من هم به آنها تكيه داده بودم........
امین حاتمی
شغل شریفی است سوختن برای کسی که حتی برای لحظه ای برای تب نکرد!
امین حاتمی
فرقی نمیکند! بگویم و بدانی! یا ... نگویم و ندانی! فاصله دورت نمیکند وقتی در خوب ترین جای اندیشه ام جای داری!