دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

amir7015

من بدون حضور وکیلم حرف نمیزنم........... درباره »
amir7015
مرد - مجرد
امتیاز: 4751.95

دنبال‌شدگان

(6333 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(733 کاربر)

گروه‌ها

(72 گروه)

بازدید

amir7015
amir7015

میمیرم برات...اگه بدونی چه میکنه اون یاد خنده هات

amir7015
amir7015

یعنیا یه آهنگ پیشواز گذاشتم...آخرشه هرکی نگ زده گفته ای کوفت الو بر ندار بزار بقیشو بشنویم...آره خلاصه

amir7015
amir7015

@ســجـی به سجاد میگن شنیدیم آدم شدی! میگه: نامردا شایعه کردن!

amir7015
amir7015

زن حيف نون بهش مي گه شوهر همسايه، هر روز صبح كه مي خواد از خونه بره بيرون زنش رو بوس مي كنه، تو چرا اين كار رو نمي كني؟ حيف نون مي گه: آخه من كه زن همسايه رو خوب نمي شناسم!

amir7015
amir7015

پسر عمم برا من سوغاتی نیاوردههههههههههه

amir7015
amir7015

فکر کنم بهتره یه سرچ تو زندگیمون بکنیم ...

amir7015
amir7015

سلام به شما ها که رنگتون رنگ بهاره....سلام دوستان...

amir7015
amir7015

یکی که قد بارونه برام هیچوقت نمیمونه...

amir7015
amir7015

ینی میخواد واقعنی از 22 بهمن مرحله اول اینترنت ملی انجام بگیره

amir7015
amir7015

صدای نفسهایت گوشم را نوازش میدهد...

amir7015
amir7015

آن روی زیبای تو برای من همانند ماه برای دای دیوانه است...

amir7015
amir7015

با صدای من بر روی شانه هایم خوابت برد...بخواب نازنینم که آرامشت آرامم میکند

amir7015
amir7015

اگر مردم می‌گویند هوش است که یک دانشمند را برجسته می‌کند اشتباه می‌کنند، شخصیت است که این کار را می‌کند.

amir7015
amir7015

چند سال پیش در یک روز گرم تابستانی در جنوب فلوریدا، پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد . مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند ؛ مادر وحشت زده به طرف دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ، ولی دیگر دیر شده بود . تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله ، بازوی پسرش را گرفت . تمساح پسر را با قدرت می کشید ؛ ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریادهای مادر را شنید ، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت . پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودی نسبی بیابد . پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن های مادرش مانده بود . خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخم هایش را به او نشان دهد . پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد ،

amir7015
amir7015

جورج ولز : شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است به به خانوما یاد بگیرن

amir7015
amir7015

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!