amir7015
میمیرم برات...اگه بدونی چه میکنه اون یاد خنده هات
amir7015
خدایا تو را قسم به این دل داغ دیده...سر انگشتان خار دیده...به نشانه های سحر که بامداد روییده که مرا آرام گردان که که طاقتم دگر خوابیده
amir7015
هرگز مباد آن لحظه که نیازم به غیر از او افتد...
amir7015
نمیدونم وقتی دارم با خدا حرف میزنم دلم کحاست که نمیتونم حرفمو درست به خدا بگم
amir7015
جه زیباست کبوتری تک در میان قمریان...
amir7015
هر آنکه در بعد به یادم آرد به وجودش بالم...
amir7015
تنها حسی که باعث میشود عقب نکشم خند های توست...خواه از روی تمسخر من یا خواه بر سادگی من یا برای دلداری من...خند هایت دلیل بودنم است
amir7015
شاد از آنم که یار مرا دوست دارد...یار که میگویم مقصود یار است نه یار...شاید به ظاهر سخت ولی آسان است
amir7015
بوسه ی ناگهانی ام آتشی است که جان میدهد به تو و جان گرفتنت جان دادن به من است
amir7015
سیگار نمیکشم...ولی برای درک دردهایت لااقل خاکستر سیگارت را میتکانم...
amir7015
اشتاه نکینید غمنامه های من ا غم نیست ...غمی ندارم که غمنامه اش کنم زندگیم تنها شادی است...شادی با او بودن...
amir7015
تنها میراث من برای تو غمی است که دارم...آن را نگه داری نکن
amir7015
میخواهم جلدی بنویسم تا به یادگار از من بماند ....
سلام من یاسمینم
14 سال و 23 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلسلام خوش وقتم
14 سال و 20 روز و 35 دقيقه قبل