سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیبزمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!
ببخشید بیدارت کردم چند وقته این معمای گیج کننده مثل خوره به جونم افتاده که ، اگه به صبحانه میگیم صبحونه و به هندوانه میگیم هندونه،پس چرا به پروانه نمیگیم پروونه؟
در حال اینکه دارم مینویسم آهنگی از مرحوم ویگن رو گوش میدم که فوق العاده است یه تیکه از شعرش رو بخونم باشه میخونم : چه بگويم بامن اي دل چه ها كردي تو مرا با عشق او آشنا كردي پس از اين زاري نكن هوس ياري نكن تو اي ناكام ...ای دل ديوانه با غم ديرينه ام به مزار سينه ام بخواب آرام ...ای دل ديوانه