@hemetaf..............آنقدر محو خستگی ها شدیم که . . واژه ها را ندیدیم که چطور وفادار به ما هستند....حال که دیگــــر واژه ها از ما خسته شده محکوم هستیم به سکوت . . .
بعدشم در مورد همون مسخره ترین جای دنیا بیا دیگه هیچ حرفی نزنیم ...!!!
از سید علی هم تازه ترینش رو برات میزنم حالشو ببر...
شما چه میدانید بر میهن من چه رفته است!
پیتزا، درینک، دریا
سالاد فصل
کلمات
کیش و مات، کوکا
میخانه، ماه، [!].
سِنت به سِنت
شمارش بیپایان بشکههای نفت
و سایهسار دو برج بلند.
...
باد از تنفس توطئه میترسد
از آسمان
غبار سیاه زخم و دلهره میبارد.
دیدی جهان همه از مگویِ من است و
مویههایی همه از مپرسِ تو!؟
تو چه میدانی که بر میهنِ من چه رفته است!
در حیرتم از تحمل پروردگاری
که گویی ترکهی کهنسالِ خویش را
تنها بر گُردهی فلکزدگان زمین میشکند!
@نيلـــوفر برگ های پاییزی سرشار از شعور ِ درختن و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشن آرام قدم بذار بر چهره ی تکیده شون این برگها حُرمت دارن... درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستنه ”
@سعید............هیس........!!!!!!!! میخواهم بشنوم عاشقانه هایش را که در گوش او زمزمه میکند و به یاد بیاورم روزی را که همین ها را در گوشِ من زمزمه میکرد...