احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
توسط پیامک
به تاوان کدامین جرم تنم سنگ بلا خورده،سکوتم حرفها دارد ببین در من خوشی مرده، ببین ای خوب دیروزی کجا بودم کجا هستم، تو که همدرد من بودی ببینn باغم چه بشکستم؟nچه ها گفتند ونشنیدم، بدی کردند و بخشیدم، ز تیغ گریه اشکم ریخت، ولی باز! با درد خندیدم!.
احمد
توسط پیامک
گاهی یادی/نگاهی/آهی/ پیامی/کوفتی/زهر ماری/لنگه کفشی بفرستید دلمون گرفت!
احمد
توسط پیامک
کاش آوای جگر سوز مرا میدیدی*حسرت دیدن هر روز مرا میدیدی*منکه دیوانه شدم از بر تو کنج قفس*کاش چشم تر هر روزمرا میدیدیn
احمد
توسط پیامک
کاش میشدسرنوشت خویش راازسرنوشت،کاش میشداندکی بهترنوشت،کاش میشدپشت پازدبرتمام زندگی، داستان عمرخودراگونه ای دیگرنوشت.
احمد
توسط پیامک
غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد - همین که عزیزت ، نگاهش را به دیگری فروخت ، تو غریبی ...
احمد
توسط پیامک
بازیچه دست یار بودن عشق است. در پنجه غم شکار بودن عشق است. در محکمه ای که یار قاضی باشد.محکوم طناب دار بودن عشق است.
احمد
توسط پیامک
ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم، کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم، لب آن کوزه بسازد، ز خاک لب من، بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم.
احمد
توسط پیامک
ازبس که نفس به یاد عشق تو زدم، یاد تو به جاى نفسم مى آید
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل