دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

amir:rahmani

amir:rahmani
مرد - مجرد
امتیاز: 2.3

دنبال‌شدگان

(17 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(47 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

amir:rahmani
amir:rahmani

دانشجویان عزیز باید از اول ترم میخوندید.

amir:rahmani
amir:rahmani

ژاپن که زلزله اومده، بحرین که داره سقوط می‌کنه، عراق که آمریکا بهش حمله کرده، اردن که شلوغ شده، سوریه تظاهرات راه افتاده، اگر عربستان هم حکومتش عوض بشه، انشاالله ایران می‌ره جام جهانی

amir:rahmani
amir:rahmani

کارت عروسی غضنفر : شروع مراسم از ساعت ۶ تا هر وقت که دعوا شد ! .

amir:rahmani
amir:rahmani

وقتی کاملا از زندگیت نا امیدی از مامانت می پرسی مامان چرا منو دنیا اوردی ؟ بعد از کلی منو من کردن میگه : عزیزم اگه راستشو بخوای تو فقط قرار بود یه بوس باشی ! . .

amir:rahmani
amir:rahmani

از یه نی نی میپرسن , عشق یعنی چه؟ میگه: یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله

amir:rahmani
amir:rahmani

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت خانه ی خدا نزدیک ماست و تنها اثاث آن ، عشق است…

amir:rahmani
amir:rahmani

ه خدا گفتم : به من همه چیز بده ، تا از زندگی لذت ببرم خداوند فرمود : به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری . . .

amir:rahmani
amir:rahmani

خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

amir:rahmani
amir:rahmani

زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...

amir:rahmani
amir:rahmani

زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...

amir:rahmani
amir:rahmani

يه امريكاييه ميخواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم ميكنه بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم . امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر ميكنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم

amir:rahmani
amir:rahmani

زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...اینوتقدیم به بچهای دانشگاه یادش بخیر

amir:rahmani
amir:rahmani

یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ...

amir:rahmani
amir:rahmani

چه سخته که مدرکتو بگیری اما منشی البته امیدت به خدا باشهک ما توداروخانه نیرو میخوایم چه خوب بود شما کاشمری بودید{

amir:rahmani
amir:rahmani

یه سوال منشی دکتر هستی یا....