mahnazam
ای که بی تو خودمو تکو تنها میبینم هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا میبینم یادمه چشمای تو پر دردو غصه بود قصه غربت تو قد صد تا غصه بود یاد تو هرجا که باشم با من داره عمر منو آتیش می زنه تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد حالا اون دستا کجاست اون دو تا دستای خوب چرا بی صدا شده لب قصه های خوب من که باور ندارم اون همه خاطره مرد.عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده انگار از اون بالاها گریهامو ندیده
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
تنهــــــــــايي ام رو دوســـــــــــت دارم بوي پــــــــــاك نجـــــــابت ميدهد...
سام خوبی مهناز جون
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایلمهناز با توام میتونی راهنماییم کنی؟
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبل توسط آندروید