خدا رحم کرده به من کل خانواده یه رشته خوندیم شب امتحان که میشه هجوم میبرم سمت کتابخونه ی داداشم و جزوه هاش بهش میگم بیا یادم بده میگه باز امتحانای تو شروع شد من بدبخت شدم بعد عکس العملش این شکلی میشه اینقده خوب یاد میده ها تضمینی قبول میشم راحت ولی همیشه اشکمو در میاره با حرفهاش به من میگه تو ابروی خاندانو بردی
داداشم زنگ زده برای مامان هوا پز بخرم ؟بهش میگم هوا پز چیه دیگه؟ برگشته میگه یه چی تو مایه های پلو پز بعد الان من موندم هوا از کجا میتونه غذا بپزه؟ بخار پز دیدم هوا پز نه والا اولین بارم میشنوم
اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو: بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد، تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت، دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست، کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد و شاید بد بود ولی بدی کسی رو نخواست…