دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yasaman
زن - مجرد
امتیاز: 648

دنبال‌شدگان

(133 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(151 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

امیرحسیــن  :-)
34497616995576642978.jpg امیرحسیــن :-)

برادری به تعداد نیست...به وفاداری است... یوسف 11 برادر داشت...ولی حسین تنها یک عباس را داشت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yasaman
yasaman

به یاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد........

هذیان های یک دلقک
هذیان های یک دلقک
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

من کیم؟؟؟!!! کسی میدونه؟؟؟!!! من همون ای ام ک هیچوقت عوض نمیشه!... همونی ک همه باهاش اما کسی باهاش نمی مونه!!!..... همونی که اونقدر یه اهنگ گوش میده که از ترانه گرفته تا ریتم و خوانندش بشه...!!!.... همونی ک هق هق همه رو با جونو دل گوش میده اما خودش زیر بالش میترکونه...!!!.... همونی که همه فکر میکنن سخته و اما باهر تلنگری ..... همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن..... همونی ک تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست..... همونی که کلی حرف داره اماهمیشه ....!!!! همون کسی که حرفای دلش یک مشت هذیانند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yasaman
yasaman

دست روی " دلم " مگذار... میسوزی..."داغ" خیلی چیزها بر دلم مانده

yasaman
yasaman

"پیک آخرم" رو می نوشم به سلامتی خدا که تک تک آرزوهام و جلو چشام پرپر کرد تا عظمتشو بهم نشون بده!!

yasaman
yasaman

سلامتیه اون صبحی که وقتی بیدار میشی خودشو بغل کرده باشی نه یادشو....!

yasaman
yasaman

اگر علم بهتر از ثروت است پس چرا خدا سرنوشت ما را رقم زد! قلم نزد؟

√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

بعد از رفتنت ...پدر مرا در اتاقی قرنطینه کرد ...تا بیماری به تن خواهرانم سرایت نکند ...ومن در تنهایی اتاق ...روزها را به شب ها ...و شب ها را به روزها ...قالب میکردم ... تا تقویم به روی میز ورق بخورد ...بعد از رفتنت ...دیوارهای اتاق دیگر سفید نبود ...وخون چکه میکرد از دستگیره ها ...از حلقه ای که میان انگشتم زار میزد ...دکتر گفت دیگر نبضش نمیزند ....!!! مادرم گریه کرد ...وپدر به او قول داد به فکر قلب تازه ای برایم باشد ....اما شب ...با چند قفل برگشت ...قفلی بر ابرو ...قفلی بر نجابت ...قفلی بر ...ومن برای اولین بار بعد از رفتنت خندیدم ...به تلاش مذبوحانه ی پدر برای حفظ نداشته ها ...!!! بعد از رفتنت درست خاطرم نیست ...دفتر خاطراتم را از پنجره بیرون انداختم ...یا پنجره را از میان دفترم ...میخواستم رد پایت در نوسان زمان گم شود ...بعد از رفتنت ...روزی دلم از تنهایی خسته شد ...وتنم از قلاب کمربند پدر...خواهرانم کل می کشیدند ...وقطره های اشک روی ...سفید ی کفن نقش می انداخت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yasaman
yasaman

برای بعضی دردها نه می توان گریه کرد نه می توان فریاد زد. بلکه فقط می توان نگاه کرد و بیصدا شکست

yasaman
yasaman

سلام دلم خیلی گرفته.دلمو به درد آوردن از هرچی آدم دورو و دروغگو متنفرم...

yasaman
yasaman

سال هاست این ترازوی دوکفه تعادل ندارد: دست خالی ودل پر...

yasaman
yasaman

من دزدکی به تو نگاه می کنم وتو نگاهت را از من می دزدی. هر دودزدیم! نه؟؟؟

yasaman
yasaman

آنقدر نیستی که گاهی فکر میکنم عشق را به من نسیه داده ای... بی تابم نقد می خواهمت

علــــــــــی
علــــــــــی

سلام دوست عزیز ** تولدت مبارک ** موفق باشید @yasaman

این ارسال را بازنشر کرده است.
√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

@yasaman تفلدت موبارک ایشالله 100000000000000000000000000 ساله بشی همیشه سلامت و شاد باشی

این ارسال را بازنشر کرده است.