دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوبه گاهی استقلال داشته باشی حتی در حرف زدن...تقلید کار هر روز عده ای ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

فقط این

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خاک بر سر بدنم آلرژیشم شروع شد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

باید برم باز روی مادر بزرگم عمل جراحی انجام بدم بیام یه وقتها دستهام میلرزه وقت نزدیک شدن به چشمهاش راستش بد میترسم ولی بخاطر مامانم ادامه میدم ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اعصابم داغونه شدید ...ملتو زود جو میگیره ها

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیشب دقیقا تا اذان صبح اینجا بودیم و به هم چند نفری اعتراف میکردیم زمانشم به ثبت رسوندم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سرم درد میکنه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

انتظار بیهوده ایه اینکه بخوای بخاطر تو همه دوستهای مشترک رو فراموش کنن ....مشکل دو نفره به دیگران ربط نداره که اونا هنوز دوستن و دوست باقی خواهند ماند ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چقدر این دوستای من حسودن به دو نفر خطاب دادم صداشون در امده فردا میخوام از این خطاب گروهیها بدم برای اولین بار حسودا همتونو لحاظ میکنم تحمل کنید عزیزانم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سوتی های لحظه های سال تحویل من : اولیش این بود که وقتی رفتم بابامو ببوسم کل صورتش رژی شد برای اینکه ابروم نره امدم پاکش کنم بابام گفت داری چیکار میکنی بهش گفتم میخوام ببینم ریشتونو زدین صورتتون نرم شده یا نه؟ یهو همه زدن زیر خنده بابام گفت میدونم داری ارایشتو پاک میکنی انقده خجالت کشیدم بعد این فاطمه خواهرم کلی زحمت کشیده بود شمع ژله ایمونو روشن کنه به من گفت ببین چه خوشگل شد روشن شد منم که اصلا حواسم نبود کی چیکار میکنه یهو شمعو فوت کردم یعنی قیافه ی فاطمه دیدن داشتا کلی خندیدم به سوتی دادن خودم

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن... میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری... اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!! اونجاست که بغضت رو میخوری و با لبخندی سرد میگی: چیزی نیست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
439470_4WXTmug7.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تلخ مینویسم تا تلختر بخوانی ....انجا که احساسی نمانده ....من و سکوت دو دوست شدیم با هم جدا ناپذیر....در برابر فریادهای تو ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
439470_WyK79cie.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

افــکار عاشقـانه ام را ، جمـع که می کنـم … دسته گلی می شود ، شبیه تو ، برای تو …

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تلخیه یه بد اخلاقه مهریون ...

این ارسال را بازنشر کرده است.