دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیگه از گرسنگی دارم میارم بالا این سرفه ی لعنتی هم ولم نمیکنه تازه گل بود به سبزه نیز آراسته شد خیلی اعصاب داشتم این یکی هم پیداش شد ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کلی برنامه برای پاییز و زمستون چیده بودم همشو بیخیال میشم میرم تو سکوت همیشگی خودم بیخیال همه چی به من یکی برنامه ی از پیش تعیین شده نیومده زندگی یعنی لحظه ...اونم از نوع تلخش ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

همش یه فکری میاد تو ذهنم میگه فردا میتونه یه روز بهتر باشه مگه نه؟ بعد من هی بهش میگم نه ولی اون خیلی روش زیاده هی میگه آره آره آره ...ولی نه نمیتونه ...نمیدونم دوتا فکر که برای خودمه... منه دیوونه همیشه به جای چهار یا بیشتر پنج نفر فکر میکنم تو ذهن مشکل دارم ...اون نفر اوله کم آورده اونه که میگه نه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

غذا هم که میخوام بخورم تهوع عوضی نمیگذاره من برم به کی اینارو بگم آخه به مامان میگم قلبش نابوده به بابا میگم اعصاب نابود به قول معروف ....حیف که نمیشه اینجا بنویسم الان اگه راحیلی بود میدونست من تو این لحظه ها چی میگم ...جدی جز اون خاک بر سر و راحیلی هیچکس منو واقعنی کامل نمیشناسه ها نمیدونم شاید چون خودم اجازه ندادم یا سعی کردم بر عکس واقعیتم خودمو نشون بدم نمیدونم ولی هرچی هست میدونم که از بعد اون عوضی این شدم وگرنه منکه عادی بودم خیلی عادی تر از عادی درس میخوندم کار میکردم هر هفته کوه میرفتم تکواندو میرفتم اگه یه روز باشگاه نمیرفتم خودش تعجب میکرد یه زمانی اخلاق ورزشی داشتم ...یک ساله دور از شیاپ چانگم دلم تنگه واسه زمین نرمو صدا داره تکواندو واسه قلم دستم گرفتن واسه بدون قلم انگشتی کار کردن واسه کارم ...واسه هنرم عه راستی من یه زمانی جز این هنرمند خلها محسوب میشدما الان هیچی الان منمو غمی که هرگز پایان نداره ...ولیها اون دختر شیطون وجودم هنوز 8 سالشه خیلی عقبه همش بازی میخواد همش از دارو بدش میاد اون تهوع نداره اون سردرد نداره میخنده هی ولی من دعواش میکنم همش ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

@امیر (رهگذر) امیر تو چرا نمیخوابی ؟ فردا شنبه اول هفته سرکار آقای مهندس ...خواب چیز بدی نیستا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

گاهی بعضی کارها باعث میشه که آدم شکش به یقین تبدیل بشه ...بعد ساکت میشینه یه گوشه و به افکار و تجربیات خودش افتخار میکنه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

sms دارم ولی نمیدونم چرا دلم نمیخواد بازش کنم هی اون چراغ سبزش روشن میشه ولی بازش نمیکنم نمیدونم چرا؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اینطوری نمیشه باید خیلی پر رو بشم در این یک مورد خاص هرچی من با حیا اون با حیاتر اینطوری که نمیشه آخرش یکیمون باید طلسمو بشکنه دیگه هرچند میدونم از من یکی بر نمیاد اما یه کاریش میکنم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

به شکل عجیب و مضحکی فقط از چشم چپم اشک میاد هی بعد انگاری فقط سمت چپ دلم گرفته... بعد سرفه های سر شب و خواب بعدش یه حس عجیبی دارم که تا حالا تجربش نکرده بودم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

فیلمه تموم شد باز من نتیجه رو نفهمیدم که

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
1381701578397230_thumb.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اینو ببینید چه نازه همین الان بهم خطاب دادن اصلا از روزی که دیدمش عاشقش شدم گفتم بلوتوث کن نکرد خطاب بهم دادش

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دنبال چی هستی آدمهای اینجا در عرض یک ثانیه میشن دشمنت ...کسی که تا دیروز بهت میگفت مشکلی نداریم !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من غلط کردم یه گوشیه هوشمند همیشه هوشیار خریدم الان خودش هر کاری دوس داره واسه خودش انجام میده

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وقتی با احساس یکی بازی میکنی بایدم منتظر باشی که احساست به بازی گرفته بشه ...خوشحالم که خیلی زود اشکت ریخت پایین !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مورد داریم که طرف با یکی یاره هه با بقیه ام آرررررره ......!