*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر سخته جایی باشی که پر از خاطرس برات ...خاطره هایی که هیچ وقت دیگه تکرار نمیشه ...اینجا پر از یادگاریه ....پر از غم ....پر از یاد ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
روج خشنه طهورا ....گاهی خودم از اینهمه جدیت تعجب میکنم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه عده هستن ادمو مجبور میکنن دیدگاهو غیر فعال کنی ....بفرمایید نمکتونو جای دیگه بریزید زمین ما شوره زاره ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نوشتن این روزا برام سخت شده ....نوشتن برای کسی که خود من بود ...بی هیچ تفاوتی ....کاش میشد یه اتفاقهایی تو زندگی ادمها پیش نمیومد ...کاش خنده ها باقی میموند ....کاش تکرار نشه غم کسی ...کاش بودن گذشتگانمون ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیوانگی هم عالمی دارد ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بی خوابی زده سرم مثل هرشب....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سر درد مهمان همیشگی یادت ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در نبودت دلگیرم از تمام عالم ....دلگیریو رد کرده طلبکارم .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه عده هم هستن هنوز یاد نگرفتن تو هر پستی نمیشه خندید ...طرف از درداش نوشته میان هر هر میخندن اگه دیدگاهو نمیبنده به احترام دوستیه ....والا بخدا زشته ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
قبلنا وقتی حس نوشتن نداشتم یکی بهم میگفت بگذر به هیچی فکر نکن فقط بذار دستات بنویسه کم کم مینویسی الان اون کارم میکنم هنگم ....شاید چون بهونه ی نبودشو میگیره دلم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
به هر کس مینگرم در شکایت است . . .
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه عده از مسافرها هستن که هرگز بر نمیگردن ....بیچاره چشم انتظارانشون ...