*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یادش بخیر یه زمانی دنبالر جون بدون چیز شکن باز میشد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیگه واسه بهشت رفتنم باید پول خرج کرد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باز یکی پیدا شد هی بازنشر میده بیرون عدم دنبال لیاقتشه نگید نه ...چه وضعشه ؟ دوست عزیز خوشت میاد ازش برو پستهاشو بفرست تو علاقه مندیهای خودت خوب !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
قبول دارم که من یه دختر خیلی لوس و حساسم که با یه حرف کوچولو ناراحت میشم و بعدش در همون لحظه هم با یه جمله اروم میشم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یک ساعت به شکل خود پیشنهاد داده با هم با خنده دعوا کردیم تا جفتمون تنشهامون کمتر بشه خیلی با حال بود کلی خندیدم یهو وسط دعوا برگشته میگه بیا آتش بس طهورا کم آوردم سایتو چیکار کنم؟ دارم دیوونه میشم دلم واقعا براش سوخت ....این نشون میده که همونطور که گفت فکرش خیلی مشغوله همش از من راه حل میخواد نمیدونم چه جوابی بدم بهش مدیریت این مدلیشو پیش بینی نکرده واسه پاسخگویی... با اون افکارش ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چشمه ی پستم خشکیده ...در حالی که پر از جس نوشتنم !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه چای همزمان میتونه خیلی آرامش دهنده باشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
والا من رفتم همه ی پستهامو دیدم دریغ از یک کلمه ی رکیک بی انصافی هم حدی داره ولی دمتون گرم خیلی هم خوش گذشت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
روز من فردا از 6 صبح شروع خواهد شد یک مهمون عزیز داریم سجاد خان فاطمه میاد تهران و ما رو هم دعوت کردن باید بریم استقبال و بعد هم تهران گردی باهاشون حتما روز قشنگی میشه سری قبل کلی سوغاتی آورده بود که بیشتر از فاطمه من خوردم ...فردا روز فوق رومانتیکی خواهد بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هرچی بود اصالتشو حفظ کرده به زودی میارمش دنبالر ...یک مانکن عرب ایرانی الاصل که خیلی خیلی جالب فارسی حرف میزنه به من میگه دست نوشته هام مثل یک نویسنده ی ترکیه ایه که اسم کتابش قمار بازه ...بهم میگه قبل از اینکه منو بشناسه فکر میکرده من یک نویسنده ی زن 50 یا 60 ساله هستم که دارم تجربه هامو مینویسم ...باید اعتراف کنم که بار علمی بالایی داره و همچنین خدایی خوشگل و خوش اندام و مدل بودن لایقشه اما تنها چیزی که باعث شد اینهمه باهاش حرف بزنم این بود که اصالت ایرانیشو از دست نداده هرچند در ایران زندگی نمیکنه ...به هر حال حرفهای جالبی میزد و اطلاعات جالبی میداد مثل اینکه به لباس عربی میگن کنف ...یا مثلا اونجا هنوز ب شکل قدیم کنیز میخرن و خیلی چیزهای دیگه ...میاد دنبالر حتما میگه خوندن دست نوشته های ایرانی ها رو دوس داره میگه عمیقه و فلسفیه !