*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
درسته من خیلی آزادم در رفتارهای اجتماعیم و کم سن و سال هم نیستم اما خوب هنوز دختر بابامم و وقتی میگه اون سر تهران یا این سر تهرانی شب وقتی هوا تاریک میشه باید خونه باشی موظفم ازش اطاعت کنم ...خیالم راحته که گفتم که دیره الان ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خیلی اصرار کرد که برم پیشش دلم پر میکشید که برم ببینمش ولی نمیشد درسته فاصلمون کم بود اما زمان برای جمع مهم بود ...کاملا مشخصه ناراحت شده الکی گفت نه ...هرچند منم فردا دعوتش کردم کوه گفت نه ...این به اون در ولی اصلا دلم نمیخواد کسی ازم ناراحت باشه .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
داری دور میشی ....خیلی دور !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وای از این سر درد لعنتی تمام عمر همراه من بوده و هست ....شاید من تنها نوزاد جهان بودم که با سردرد به دنیا اومد و با سردرد بزرگ شد و با سر درد هم خواهد رفت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باران زده ی همچنان آلوده ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
طبق یه قانون ما برای کسی میمیریم که برایمان تب کند ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دور دست هایی که در دسترس هیچ دستی نباشم آرزوست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بگذریم از اینکه امروز یکم ناراحت شدم ولی رفته بودیم خرید و گردش کلی چیزای خوشگل خریدم بسی زیبا برای زیباتر شدن کلی هم خندیدیم مخصوصا تو اتوبوس خیابون ولی عصر بد خندیدیم ...میگن زیاد نخند بلند نخند شیطون بدش میاد و اینا واقعی شد برام ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از قرار معلوم باید به این نوع برخوردها عادت کنم ...بازم میخندم هر چند پشتش زار میزنم اما اطرافیانم که گناهی نکردن که منو افسرده ببینن میخندم هر چند پر از دردم ....مثل هر شب و هر شب تمام این سالها ...اتفاق امروز بد حالمو گرفته ولی اشکال نداره باز میخندم ...بیخیال همه چی !