*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
واقعا بعضی پستها خوندن داره مخصوصا دیدگاهشون خیلی زیبا بیان کرده بودن نظرشونو اما چون توش جنجال هست بازنشر نشه بهتره ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خدارو شکر کل امروز خوب بود مخصوصا قسمت اخرش ...باید خوشحال باشم چون هنوز موضوعاتی هست که باعث شادی بشه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه چیز بگم : داشتم پستهارو میخوندم بیشترش با کلمه ی وقتی که شروع شده که قشنگه و حسو کاملا قشنگ بیان میکنه به حق که گروه قشنگی هم هست اما راستش استفاده ی زیاد از یک کلمه باعث میشه جذابیت اون کلمه کم بشه و به نوعی تکراری بشه یا در اصطلاح خودمون خز بشه (نظر شخصی به کسی بر نخوره لطفا)
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اصلا از نظر من ارایشی که خفن نباشه ارایش نیست بله همینه که هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خیلی لذت بخش هم کار میکنم هم دنبالرم یه حس خوبی به ادم میده اصلا احساس خستگی نمیکنم این مدلی !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هیچی بدتر از تهوع صبحگاهی نیست یعنی میکشه ادمو ..
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعد از تو من دست به قلم نبردم هرچی نوشتم یا کشیدم سوزوندم یا دادم به باد خرد شده هاشو ...اونا میسوختن دل من بیشتر میسوخت ...بعد از تو درد هایی به سراغم امد که هرگز کسی فکرشو هم نمیکرد اما شده بود به من میگن دوباره متولد شده ولی اگه دوباره متولد شدم چرا هنوز همه چی یادمه چرا باز باید بیخیال نباشم ....لعنت به یادت که وقتی میاد داغونم میکنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نصفه شبی قاطی کردما ....اخی یادش بخیر توهماتت چقدر قشنگ بودن ...تو تعریف میکردی من میکشیدمشون همشم ابی ...بعد از اون به نقاشیهام میگفتی خط خطیهای ابی ...ای کوفتت بشه همه میگفتن قشنگ نو میگفتی خط خطی ولی هرگز ناراحت نمیشدم لذتم میبردم ...چقدر ساده بودم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه فایده نبش قبر ...چه فایده یاد اوری خاطرات ...تو کجا اینجا کجا ...فقط میتونم بگم یادت گرامی ...فدای سرت که من غصه دارم ...درسته یه زمانی اشکم مهم بود اما الان هیچی مهم نیست من حتی از خودمم گذشتم دیگه خودی نمونده دو قطره که بیاد میشوره میبره ...من دیگه هرگز خودم نخواهم شد شدم طهورای جدی که به کسی اجازه ی صحبت نمیدم میخندم اما پر درد حتی گاهی از صدای خنده ی خودمم بدم میاد ...جدییتمو دوس دارم چون کسی نمیتونه نزدیکم بشه ....ببین نبودت چه کرده با شیطونترین دختر که همه با خندش میخندیدن و هر لحظه حضورشو میخواستن ...دلم برای خنده هات تنگ شده برای صدات برای نگاهت که حتی وقت خنده غم داشت برای گلی گفتنت اونموقع ها بخاطر تو همه منو گلی صدا میکردن ...سیندرلای خونه ی تو شده کزت ...اینو با خنده نوشتما ...دیوونه شدم ...