*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از هر راهی استفاده میکنم برای شاد شدن ....اما ...همیشه امایی هست که درجا حالمو بگیره و باعث بشه اخم کنم .....زندگی کوتاه من ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بد هوس حضرت حافظو کردم ولی تا میرم سمتش دلم میگیره بر میگردم ....شیخ شیراز مددی ....امشبم سخت خواهد گذشت ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز گفت ازم شکایت کن ،هرچی توی دلته بریز بیرون بسته دیگه این سکوت ....ولی من دوباره نمیدونم چرا فقط نگاهش کردم ...تو اون لحظه انگار هیچی نمیفهمیدم یه جور فکر خالی بی هدف داشتم ....یادته گفته بودم بترس از سکوتم ....هر کس خودشو بهتر میشناسه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی نیست به این خانواده ی من بگه من راحتم شما بفرمایید برید نمیخوام بیام ....رفتن بیرون که زوری نمیشه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اجبار یعنی اینکه به زور از خونه ببرنت بیرون تا منزوی نشی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دنبالر اینطوری خیلی بهتر شده حداقل ازارها کم میشه ....