دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

از دیروز عصر همچنان دارم میخندم یه دسته گل بردیم کلی خرج گذاشتیم رو دست یکی از دوستان دلم براش سوخت اصلا بهش نیخوره اینهمه هنرمند باشه !!!!!!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کاش بعضی اتفاقهای خوب هی تکرار میشدن ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعضیا نگاهشون واقعا با ادم حرف میزنه ....پر از ارامش و صلابت....زیبا و پر غرور ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تو تکرار تمام خواستنم هستی ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مارا ببخش شوق تمنا نداشتيم . . . در سينه ها براي شما جا نداشتيم . . . ديروز را به بازي تكرار باختيم . . . طرحي براي بردن فردا نداشتيم . . . ما چشمهاي منتظر و خيس خويش را . . . هرگز به راه آمدنت وا نداشتيم . . . شوقي كه از زمين و زميني رها شويم . . . چيزي كه ماه داشت كه ماها نداشتيم . . . هم صخره ها به سينه ما دست رد زدند . . . هم روي بازگشت به دريا نداشتيم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یعنی الان دنبالر حالش کاملا درست شده؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوابم میاد شدید ولی میرم میخوابم نمیشه !!!!!!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دنبالر باز که هی غش میکنه؟ خسته شدما

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ارامش یعنی الان ....بدون هیچ صدایی...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعضی وقتها سکوتها پر از حرفن ...تلخ اما گویا...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز عصر یکی از بهترین خاطرات عمرم شکل گرفت

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سلام سلام

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سخترین قسمت قضیه اونجاست که چشمات پر از اشک باشه ولی از لجت نگذاری بریزه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هنوزم تو حسرت اینم که وقت رفتنت با من حرف نزدی ....همه میدونستن جز من که اصلی ترین بودم ....تو از کجا میدونستی من تحمل نمیارم؟ چطور تنهایی تصمیم گرفتی؟ مگه من موضوع اصلی نبودم چرا به همه گفتی جز من ؟