اِبی بن بست. . .
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تورا دارند بیاموز که بزرگ ترین گناه شکستن دل آدمیان است
اِبی بن بست. . .
هیچکس اشکی برای ما نریخت ! هر که با ما بود از ما می گریخت ! چند روزیست حالم دیدنیست ... حال ِ من از این و آن پرسیدنیست ... گاه بر روی ِ زمین زُل میزنم ... گاه بر حافظ تفاءُل میزنم ... حافظ دیوانه فالم را گرفت ... یک غزل آمد که حالم را گرفت !! ... ما زیاران چشم ِ"یاری" داشتیم ! خود غلط بود آنچه "می پنداشتیم"!!
اِبی بن بست. . .
در زمستانى سرد،
با دلى رفته ز دست،
زير لب مى خواندم،
كه تو تنها سخن شعر منى،
تو نرو دور نشو از بر من،
تو بمان تا كه نميرد دل من...
اِبی بن بست. . .
طرف داشته با خره فوتبال بازی میکرده.... بهش میگن چرا با خر بازی میکنی؟ میگه همچینم خر نیست. ۳ به ۱ جلوئه!
اِبی بن بست. . .
جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بي كرانه را جدي نمي گيرم حتي عشق را...
اِبی بن بست. . .
هوایــــ مُردنــــ بیخــــ گوشــــ منــــ استــــ..... همانجاییــــ کهــــ روزیــــ رد نفــــسهایــــ تو بــــود .
اِبی بن بست. . .
نمی دونی .. تو که عاشق نبودی ... ! چه سخته مرگِ گل برای گلدون !! گلُ گلدون چه شبها .. نشستن بی بهونه .. واسه هم قصه گفتن عاشقونه !!!
اِبی بن بست. . .
در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو تفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود. که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند 10 روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود....