اِبی بن بست. . .
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانیم ، نمی دانم آن سو برای تو تکه چوبی هست؟! من اینجا جنگلی را به آتش کشیده ام
اِبی بن بست. . .
مــثل آن اســتــــ کــه شــاهــرگـــــ احـســــاســم را زده بـاشــــی ........... بنــد نــمی آیـــد .......... دوســت داشتـــن ات ...........
اِبی بن بست. . .
همه جا پر شده که دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم من ميگم حق دارن چون دوست داشتن هاي ما بودار است بوي سو استفاده بوي خيانت بوي دروغ ميدهد
اِبی بن بست. . .
كاش آنهايي كه ما را از آتش جهنم مي هراسانند، بدانند كه ميدانيم عبادتشان هم به اميد حوريان بهشت است..
اِبی بن بست. . .
عشق و محبت دیگر خریداری ندارد. زندگی شده قصه ی همان مرد یخ فروشی که وقتی از او پرسیدند:فروختی؟ گفت:"نخریدند،تمام شد..
اِبی بن بست. . .
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
اِبی بن بست. . .
آمدیم سوختیم و از ما تنها نفرتی بر جای ماند دیگر بس است خاکمان کنید ... !!!
اِبی بن بست. . .
به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… می گه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟
می گم پـَـ نه پَــ، یه داداش توپول موپول می خواستم روم نمی شه به بابا بگم.
اِبی بن بست. . .
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـ نه پَــ، می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام!
اِبی بن بست. . .
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!
اِبی بن بست. . .
داداشم میخواد ببینه چند کیلوه، میگه برم رو ترازو؟! میگم: پـــ ن پـــ ، کلیک راست کن رو خودت، برو تو پروپرتیز ببین چند کیلویی!!! تازه میخنده میگه: احمق جون اگه موسو رو خودم نگه دارم مینوسه چند مگم!!!
اِبی بن بست. . .
زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن، دختره گوشی رو برداشته، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید؟ میگه واسه عکس گرفتن؟ پـــ ن پـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم!!! بعد میخنده میگه ۶ وقت داریم. بهش میگم قبل از ۶ هم کسی نوبت داره؟ میگه پـــ ن پــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم.
اِبی بن بست. . .
دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن … اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟! پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره …
اِبی بن بست. . .
لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟ میگم پـــ ن پـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره! بعد بش میگم: کاری داری باش مگه؟ میگه پـــ ن پـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!!!
اِبی بن بست. . .
عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .