آمدنت را یادم نیست .... بی صدا آمدی بی آنکه من بدانم بی اجازه ماندی .... بی آنکه من بخواهم! ... اما اکنون، با ذره ذره وجودم ماندنت را تمنا می کنم .... در قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم!!! ....
@هیــــــــــوا شما یادتون نمیاد هنوز بچه بودین اما یه زمانی بود که تو مهمونی ها غذا مرغ میدادن اونوخت شماها ....(مخصوصا تو ای #رهـــــام شـــکــــمـــو همیشه سهمه ابجیتم میخوردی)
یه زمان ملت کارشون که با #کامپیوتر تموم میشد روی #کیبورد و #مانیتور و #کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو #مبلی پذیرایی! این روزا وقت نمیشه بدبختو #خاموش کنیم خنک شه!!!
غضنفر حیف نون رو تو خیابون میبینه که یه کیسه رو دوشش میبره ، میپرسه : چی تو کیست داری ؟ حیف نون : مرغه ، میبرم خونه ! اگه بگم چند تا مرغ تو کیسه داری یکیشونو بهم میدی ؟ حیف نون : تو بگو ، اصلا جفتشونو میدم بهت ! خوب اممممممممم ، پنج تا ؟
فقط یه #ایروونی میتونه یه #جمله با 20 فعل بسازه: داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم...!!!