اِبی بن بست. . .
آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود!
اِبی بن بست. . .
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد !!!
اِبی بن بست. . .
الان این حسو درم که میخوان بفرستنم برم نباشم.....
اِبی بن بست. . .
گريــــه ام مــيگيــرد وقـــتي کــه ميبيــنم کــسي کــه تـــمام دنيـــاي مــن بــود اکــنون منــت ديــگـري را مــيکشـد...!!
اِبی بن بست. . .
هیچ چیز جای ِ خودش نیست ! زنـــدگی .. آدم هـــا .. قلب هـا .. یا یکی بی دل است ! ..... یا دو دل ! یکی هم اینجــا... بی تــو ...... دل توی ِ دلش نیست !
اِبی بن بست. . .
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی، تو آیا جمله میسازی؟
اِبی بن بست. . .
تو آیا هیچ میدانی،
اگر عاشق نباشی، مردهای در خویش؟
نمیدانی که گاهی، شانهای، دستی، کلامی را نمییابی ولیکن سینهات لبریز از عشق است…